Tuesday, February 08, 2011

علی مراد خان زند: قلمرو عليشكر (همدان، ساوه، اراك، يك دوم كردستان، يك سوم كرمانشاه،...) و قراباغ و شيروان و گنجه و نخجوان جز ولايت آزربايجان است



مئهران بهارلي






در عصر زنديه فرمانهائي از دو فرمانرواي اين سلسله يعني كريم خان و علي مرادخان وجود دارد كه در آنها آزاديهاي مسيحيان و مبلغين آنها را تأمين مي‏شود. اين فرمانها پس از آن صادر شده اند كه "عمدة المسيحية پادري فرنسيه حكيم" نزد كريم خان و "عمدة المسيحيه پادري اورانوس حكيم" به حضور علي مرادخان رسيده و خواستار آزادي "پادريان فرنگيان و خليفها در ممالك محروسه" و اينكه "در هر كجا كه خواسته باشند توقّف و سكني كرده، هر يك از ارامنه و عيسويان و اولاد ايشان كه خواسته باشد نزد ايشان آمد و شد كرده، تعليم گيرند" گرديده اند. فرمان علی مراد خان نيز مانند فرمان كريم خان زند و در فرمتي كاملا مشابه، راجع‏ به اقامتگاه نمایندگان مذهبی و خلفای مسیحی و سوداگران به حکام‏ و بیگلربیگیان سرتاسر کشور صادر شده که تا حد امکان تحصیلات لازم‏ را معمول داشته و رضایت خاطر نامبردگان را فراهم سازند. اين فرمان در نشريه بررسی های تاریخی وابسته به نشريه ستاد بزرگ ارتشتاران- كميته تاريخ نظامي در سال ١٣٤٦ منتشر شده است.



اهميت اين دو فرمان يكي نيز در آن است كه حدود قلمرو شمال و جنوب آزربايجان را به وضوح بيان مي كنند. طبق اين دو فرمان در شمال نواحي گنجه و قره باغ و نخجوان و شيروان يعني تقريبا همه جمهوري آزربايجان فعلي بخشي از ولايت آزربايجان است. در جنوب نيز علاوه بر دارالسلطنه تبريز، قلمرو عليشكر يعني اراضي اي وسيع از ساوه و اراك و همدان يعني تقريبا كل استانهاي مركزي و همدان و بخشهائي از استانهاي تهران و قم فعلي به علاوه نيمه شرقي استان كردستان فعلي و يك سوم شرقي استان كرمانشاه و بخشهائي از استان لرستان فعلي جز اراضي آزربايجان مي باشند.



فرمان علی مراد خان زند



حکم والا شد آنکه در این اوان عمدة المسیحیه پادری اوانوس حکیم‏ وارد حضور و بعرض والا رسانید که بموجب ارقام سلاطین جنت مكان؟ صفویه‏ انار اللّه براهینهم، همیشه پادریان فرنگیان و خلیفها در ممالک محروسه‏ ایران جا و مکان داشته هر یک برسم و آئین خویش بعبادت مشغول و تجار و سوداگران این طایفه بتجارت قیام و عشور و متوجهات حسابی خود را مهمسازی عمال خیریت اعمال دیوان مینموده‏اند، مشروط بر اینکه احدی‏ از آنها مرتکب امری که خلاف ملت؟ مقدس اثنی عشر علیهم صلوات اللّه الملک الاکبر باشد بحسب ظاهر نگردیده، احدی را هم با ایشان رجوعی نباشد. و هرگاه‏ جماعت ارامنه بآنها ضرر و نقصانی برساند بخلاف حساب متعرض احوال آنها شوند، بعد از ثبوت آن آنها را ترجمان نمایند و پادریان کرملیان‏ دو نیکان و جزونت و کنحوجی و اکوستن و غیره که از ولایت‏ آذربایجان از شیروان و قراباغ و دار السلطنه تبریز و گنجه و نخجوان و قلمرو عليشكر؛ و دار السلطنه اصفهان و الکاء فارس از شیراز و بندرعباس‏ و سایر ممالک محروسه میباشند و در هرجا که خواسته باشند توقف و سکنی کرده هر یک از ارامنه و عیسویان و اولاد ایشان که خواسته باشند نزد ایشان آمدوشد کرده تعلیم گیرند و درس بخوانند نیز ممانعت نکرده‏ چنانچه جماعت مزبوره اموات خود را در مقامی که بجهة مدفون آنها تعیین‏ مینمایند بدستور و آئین دین خود برده و دفن نمایند عایق و مانعی جهت آنها نباشد و امداد و اعانت لازمه در باره آنها به عمل آمده احدی نسبت به ایشان‏ ظلم و ستم ننماید. و در خصوص صدق ادعا و عرض خود ارقام مذکوره را بنظر رسانند. لهذا عالیجاهان بیگلربیگیان عظام و حکام گرام و عمال‏ ولایت محروسه در خصوص امر مذکوره بنحویکه حسب الارقام سلاطین‏ مراد مذکوره مقرر شده از آنقرار معمول و عشور متوجهات حسابی تجار و سوداگران را باز یافت و تخلف از فرموده جایز ندارند و در عهده شناسند.



تحریرا فی شهر جمادی الثانی سنه *١١١٥ (در اصل سند نشريه ستاد بزرگ ارتشتاران اينگونه آمده است. احتمالا اشتباه چاپي است و مي بايد ١١٩٥ و يا بعد از آن باشد)



منبع:



١-اسناد و مکاتبات تاریخی: فرمان علی مرادخان (٢ صفحه - از ١٥١ تا ١٥٢). نشريه بررسی های تاریخی - دی ١٣٤٦ - شماره ١١ . نويسنده: مفخم، محسن (وابسته به : نشريه ستاد بزرگ ارتشتاران- كميته تاريخ نظامي. دو ماهنامه بررسی های تاریخی، تاريخ و تحقيقات ايرانشناسي، قطع : کتابی. هيئت رئيسه افتخاري: تيمسار سپهبد اسدالله صنيعي، تيمسار فريدون جم، دكتر عاليخاني. هيئت مديره: تيمسار سپهبد غلامرضا ازهاري، تيمسار سپهبد علي كريملو، تيمسار سرلشگرحسين رستگار نامدار. هيئت تحريريه: آقاي دكتر خانبابا بياني، دكتر عباس زرياب خوئي، سيدمحمد تقي مصطفوي، سرهنگ دكتر جهانگير قائم مقامي)



٢-قائم مقامي، جهانگير، يكصد و پنجاه سند تاريخي از جلايريان تا پهلوي، تهران، چاپخانه ارتش، ١٣٤٨.

٣-آزه‌ربايجانˊين تاريخ و مده‌نييه‌تينين بورژووا ساختالاشديريجيلارينا قارشي. پروفئسور شٶوكه‌ت تاقييئوا٬ باكي. ١٩٧٨



پادري: از واژه پادرئ در زبان لاتين اخذ شده و منظور ميسيونرهاي مسيحي پروتستاني که از طريق کمپاني هند شرقي و دولت بريتانيا حمايت مي‌شدند است.



علی‌مرادخان زند: پنجمین پادشاه دودمان زند ایران و جانشین صادق‌خان زند بود. وي از سال ١١٩٦ تا ١١٩٩ (۳ سال) سلطنت کرد و در اين سال درگذشت.علی‌مرادخان زند كه در آغاز بر اصفهان فرمان می‌راند توانست بسیاری از رقیبان را کنار بزند و بر پایتخت شیراز دست یابد.



عراق عجم: در مقابل عراق عرب ويا قسمت سفلاي بين النهرين نامي است كه از دوره امپراتوري توركي سلجوقي جايگزين نام جبال و يا ايالت جبال سابق و يا ناحيه اي كه يونانيان آنرا ماد مي ناميده اند شده است. هرچند مفهوم عراق عجم در گذشته براي ناميدن سرزمين وسيعي در ايران مركزي بكار رفته بود، با اينهمه اين نام در برهه هائي از زمان قسمتي از آزربايجان قديمي در شمال غرب ايران را نيز شامل مي شده است، يعني در مناطقي بين دو مفهوم آزربايجان و عراق عجم همپوشاني بوده است. به عبارت ديگر در برخي از برهه هاي زماني بخشهاي جنوبي آزربايجان، علاوه بر داشتن نام آزربايجان، به همراه ديگر بخشهاي ايران مركزي يكجا عراق عجم نيز ناميده مي شده است و در مقاطع زماني ديگر، حدود عراق عجم از جنوب منطقه همدان يعني از خارج آزربايجان شروع مي شده است. بخشهائي از آزربايجان كه عراق عجم گفته مي شد خود در دوره هاي گوناگون متغير بوده و در گسترده ترين حالت خود، مناطق آزربايجاني منطبق بر استانهاي فعلي زنجان و قزوين (خمسه آزربايجان) و همدان و استانهاي مركزي (اراك يا عراق) و قم و تهران و نواحي شرقي استانهاي كردستان و كرمانشاهان را شامل مي‌شده است. حوزه عراق عجم (يعني عراق غير عرب) آزربايجان، از زمان قديم ترك نشين بود و همگي تركان اين مناطق همواره استقلال فرهنگي، زباني و هويتي تركي خود را نسبت به بخشهاي غيرآزربايجاني عراق عجم حفظ كرده بودند.



قلمرو عليشكر: منطقه‌ عراق عجم آزربايجان به مركزيت همدان بعدها در دوره‌ي دولت تركي آزربايجاني آق‌ قويونلو به دلیل اعتبار بالای علي شكر بيگ بهارلو، يكي از سران و امراي مشهور طايفه بهارلو به نام قلمرو "عليشكر" ناميده شده است. بعد از قاراقويونلوها، در دوره آق قويونلوها، صفويان، زنديه و حتي افشاريه نيز در اغلب كتب تاريخي اين جنوبي ترين منطقه آزربايجان به نام علي شكر بيگ معروف بوده است. در تمام اين دوره، منطقه مذكور ترك نشين و بخشي از آزربايجان قديمي بود.



بهارلوها از اركان و تكيه گاههاي اصلي امپراطوري تركي آزربايجاني قاراقويونلو بودند. نام اين طايفه از نام قلعه بهار (شهر بهار كنوني) واقع در استانِ آزربايجاني همدان گرفته شده است. سرزمين اصلي اين طايفه، منطقه همدان بود. یکی از مهم‌ترین و برجسته‌ترین افراد بهارلو در سده ٩ هجري قمري، علی شکربیگ بهارلو فرزند بایرام‌ قارا بیگ از ملازمان نزدیک جهانشاه ابوالمظفر قاراقویونلو بود که بر تمام امیرزادگان تورکمان برتری یافت. وی سالها تمامی سرزمین همدان، کردستان، لرستان و سراسر خوزستان را در تصرف خویش داشت. پس از وی نیز پسرش پیرعلی رئیس ایل در همدان به سر می‌برد.



همدان در دوره توركمانان آق ‌قويونلو تابع حوزه حكمراني علي شكر بود. حوزه علي شكر به مركزيت منطقه همدان به نوبه خود در غرب شامل يك سوم شرقي كرمانشاهان تا ساحل رودخانه قره‌ سو، نيمي از كردستان و لرستان مي شد. حدود شرقي قلمرو علي شكر آزربايجان، تا ساوه در استان مركزي را شامل مي گرديد. بلوكات ساوه در سالهاي نخستين امپراتوري تركي-آزربايجاني صفويه، جزو قلمرو علي شكر و يكي از قلمروهاي استقرار ايلات وابسته به نهاد حكومت صفويه (تركان قزلباش و بعدها شاهسون ها) گرديد. قلمرو علي شكر بعدها به خاك دولت عثماني ملحق شد، اما در سال ٩٠٨ هجري قمري با چيرگي نيروهاي دولت تركي آزربايجاني صفويه بر سلطان مراد عثماني، شهر همدان آزربايجان، والي نشين منطقه مذكور بدست قزلباشها افتاد.

Tuesday, January 04, 2011

فرمان كريمخان زند و شمول ولايت آزربايجان بر قلمرو عليشكر (همدان، ساوه، اراك، كردستان، كرمانشاه،...)

مئهران باهارلي- ٢٠١٠

کریم خان زند فرماني به تاريخ ١١٧٧ ه.ق. ١٧٦٣ ميلادي در باره مسيحيان ممالك محروسه ايران دارد كه در آن مراكز سكونتي مسيحيان اروپايي (فرنگيه) در آذربايجان نيز نشان داده ميشوند. وي در جمله اي از فرمان خود ولايت آزربايجان را چنين تعريف مي كند: "ولايت آزربايجان از شيروان و قره باغ و دارالسلطنه تبريز و گنجه و نخجوان و قلمرو عليشكر". اين فرمان از دو جهت در تاريخ آزربايجان سياسي –اداري داراي اهميت است:

الف-كريم خان زند، در اين فرمان علاوه بر دارالسلطنه تبريز، صراحتا مناطق "شيروان، قره باغ، گنجه و نخجوان" در جمهوري آزربايجان و يا قفقاز جنوبي را نيز به صورت جزئي از واحد سياسي-اداري آزربايجان (ولايت آزربايجان) بر مي شمارد. واقعيتي كه همواره از سوي قوميتگرايان افراطي فارس، پان ايرانيستها و بسياري از مراكز سياسي و تبليغاتي وابسته به دولت ايران انكار مي شود.

ب-در اين فرمان "قلمرو عليشكر" جزء واحد سياسي-اداري آزربايجان شمرده شده است. اين اشاره نيز بر حدود جنوبي آزربايجان در عراق عجم پرتو افكني مي كند و يك بار ديگر تائيد مي نمايد كه در گذشته علاوه بر كل استانهاي مركزي و همدان فعلي، نيمي از استانهاي كردستان و لرستان و يك سوم استان كرمانشاهان نيز داخل در حدود ولايت آزربايجان و يا آزربايجان سياسي-اداري بوده اند.

فرمان كريمخان زند چنين است:

"فرمان تعالي شد آنكه در اين اوان عمده المسيحيه پادري فرنسيه حكيم وارد حضور و به عرض رسانيد كه به موجب ارقام سلاطين جنت مقام صفويه انارالله برهانهم، هميشه پادريان فرنگيان و خليفها در ممالك محروسه ايران خانه و جا و مكان داشته، هر يك به رسم آيين خويشتن مشغول و تجار و سوداگران آن طايفه به تجارت قيام و عشور متوجهات حسابي خود را مهمسازي عمال خيريت اعمال مي نموده اند، مشروط بر آنكه احدي از آنها مرتكب امري كه خلاف ملت مقدس اثني عشره عليهم صلوات الله الملك الاكبر باشد به حسب ظاهر نكرده، احدي را هم به ايشان رجوعي نباشد. و هرگاه جماعت ارامنه به آنها ضرر و نقصاني رسانيده، متعرض احوال آنها شوند، بعد از ثبوت آن آنها را ترجمان نمايند و پادريان كرمليان و دنيكان و جزويت و گنجوخي و آگوستن و غيره كه در ولايت آذربايجان از شيروان و قره باغ و دارالسلطنه تبريز و گنجه و نخجوان و قلمرو عليشكر، دارالسلطنه اصفهان و الكاء فارس از شيراز و بندر عباس و ساير ممالك محروسه مي باشند و در هر جا كه خواسته باشند توقف و سكني كرده، هر يك از ارامنه و عيسويان و اولاد ايشان كه خواسته باشند نزد ايشان آمد و شد كرده، تعليم بگيرند و درس بخوانند نيز ممانعت نكرده. چنانچه جماعت مذكوره اموات خود را در مقاميكه به جهت مدفون آنها تعيين مي نمايند به دستور و سنن دين خود برده دفن نمايند، عايق و مانعي جهت آنها نباشد و امداد و اعانت لازمه آنها به عمل آمده، احدي نسبت به ايشان ظلم و ستم ننمايد و در خصوص صدق ادعايات و غرض خود اراقم بيگلربيگيان و حكام كرام و غيره عمال ولايات محروسه در خصوص امور مذكوره به نحوي كه حسب الارقام سلاطين به شروط مذكوره مقرر شده، از آن قرار معمول و عشور متوجهات حسابي تجار و سوداگران را باز يافت و تخلف از فرموده مبارك جايز نداشته، مراعات ايشان را منظور دارند و در عهده شناسند.

تحريرا في شهر شوال المكرم سنه ١١٧٧-١٧٦٣"

منبع: شماره سند: ٢٢، تاريخ: شهر شوال المكرم، سنه ١١٧٧، فرستنده: كريم خان، موضوع: در باره آزادي مسيحيان در ممالك محروسه. اسنادي از روابط ايران با منطقه قفقاز، تاليف دايره اداره انتشار اسناد- تهران، وزارت امور خارجه، موسسه چاپ و انتشارات، ١٣٧٢، چاپ اول

عراق عجم: عراق عجم (در مقابل عراق عرب ويا قسمت سفلاي بين النهرين) نامي است كه از دوره امپراتوري توركي سلجوقي جايگزين نام جبال و يا ايالت جبال سابق و يا ناحيه اي كه يونانيان آنرا ماد مي ناميده اند شده است. هرچند اين نام در گذشته براي ناميدن سرزمين وسيعي در ايران مركزي بكار رفته، با اينهمه مفهوم عراق عجم، در برهه هائي از زمان قسمتي از آزربايجان قديمي در شمال غرب ايران را نيز شامل مي شده است، يعني در مناطقي بين دو مفهوم آزربايجان و عراق عجم همپوشاني بوده است. به عبارت ديگر در برخي از برهه هاي زماني بخشهاي جنوبي آزربايجان، به همراه ديگر بخشهاي ايران مركزي، علاوه بر داشتن نام آزربايجان، يكجا عراق عجم نيز ناميده مي شده اند و در مقاطع زماني ديگر، حدود عراق عجم از جنوب منطقه همدان يعني از خارج آزربايجان شروع مي شده است. بخشهائي از آزربايجان كه عراق عجم گفته مي شد نيز در دوره هاي گوناگون متغير بوده و در گسترده ترين حالت خود، مناطق آزربايجاني منطبق بر استانهاي فعلي زنجان و قزوين (خمسه آزربايجان) و همدان و استانهاي مركزي (اراك يا عراق) و قم و تهران و نواحي شرقي استانهاي كردستان و كرمانشاهان را شامل مي‌شده است. حوزه عراق عجم (يعني عراق غير عرب) آزربايجان، از زمان قديم ترك نشين بود و همگي تركان اين مناطق همواره استقلال فرهنگي، زباني و هويتي تركي خود را نسبت به بخشهاي غيرآزربايجاني عراق عجم حفظ كرده بودند.

قلمرو عليشكر: منطقه‌ عراق عجم آزربايجان به مركزيت همدان بعدها در دوره‌ي دولت تركي آزربايجاني آق‌ قويونلو به دلیل اعتبار بالای علي شكر بيگ بهارلو، يكي از سران و امراي مشهور طايفه بهارلو به نام قلمرو "عليشكر" ناميده شده است. بعد از قاراقويونلوها، در دوره آق قويونلوها، صفويان، زنديه و حتي افشاريه نيز در اغلب كتب تاريخي اين جنوبي ترين منطقه آزربايجان به نام علي شكر بيگ معروف بوده است. در تمام اين دوره، منطقه مذكور ترك نشين و بخشي از آزربايجان قديمي بود.

بهارلوها از اركان و تكيه گاههاي اصلي امپراطوري تركي آزربايجاني قاراقويونلو بودند. نام اين طايفه از نام قلعة بهار (شهر بهار كنوني) واقع در استانِ آزربايجاني همدان گرفته شده است. سرزمين اصلي اين طايفه، منطقه همدان بود. یکی از مهم‌ترین و برجسته‌ترین افراد بهارلو در سدۀ9ق، علی شکربیگ بهارلو فرزند بایرام‌قارا بیگ از ملازمان نزدیک جهانشاه ابوالمظفر قاراقویونلو بود که بر تمام امیرزادگان تورکمان برتری یافت. وی سالها تمامی سرزمین همدان، کردستان، لرستان و سراسر خوزستان را در تصرف خویش داشت. پس از وی نیز پسرش پیرعلی رئیس ایل در همدان به سر می‌برد.

همدان در دوره توركمانان آق‌قويونلو تابع حوزه حكمراني علي شكر بود. حوزه علي شكر به مركزيت منطقه همدان به نوبه خود در غرب شامل يك سوم شرقي كرمانشاهان تا ساحل رودخانة قره‌ سو، نيمي از كردستان و لرستان مي شد. حدود شرقي قلمرو علي شكر آزربايجان، تا ساوه در استان مركزي را شامل مي گرديد. بلوكات ساوه در سالهاي نخستين امپراتوري تركي-آزربايجاني صفويه، جزو قلمرو علي شكر و يكي از قلمروهاي استقرار ايلات وابسته به نهاد حكومت صفويه (تركان قزلباش و بعدها شاهسون ها) گرديد. قلمرو علي شكر بعدها به خاك دولت عثماني ملحق شد، اما در سال ٩٠٨ هجري قمري با چيرگي نيروهاي دولت تركي آزربايجاني صفويه بر سلطان مراد عثماني، شهر همدان آزربايجان، والي نشين منطقه مذكور بدست قزلباشها افتاد.

در برخي منابع (آزه‌ربايجانˊين تاريخ و مده‌نييه‌تينين بورژووا ساختالاشديريجيلارينا قارشي. پروفئسور شٶوكه‌ت تقييئوا٬ باكي. ١٩٧٨) ادعا شده كه مشابه اين فرمان از سوي عليمرادخان نيز صادر شده است. وي كه خواهر زاده كريمخان زند بود براي بار دوم از سال ١١٩٦ تا ١١٩٩ سلطنت کرد و در اين سال درگذشت

برخي از منابع ديگر: "دانشنامه اسلام-ماده بهارلو" (نک‍: نهاوندی،١/٤٦-٤٨؛ قس: تاریخ، ٣٦؛ پرهام، ٥٢١؛ بابر، ٤١؛ نهاوندی، ١/٤٨-٤٩؛ همو، ١/٤٩؛ هدایت، ٨/٣٩٥، ٤٥٥؛ سومر، ١/٢٣، حاشیه؛ بدلیسی، ٧٣)؛ "آذربايجان در ادوار مختلف تاريخي" (دكتر محمد خالقي مقدم ـ نشريه موج ‌بيداري، سه‌شنبه 2 مرداد ١٣٨٦ ش ١٠٤ ص ٤)؛ "قراقويونلوها" (فاروق سومر، ترجمه دكتر وهاب ولي، انتشارات موسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگي- تهران- ١٣٦٩- صفحه ٢٧)؛ "مجله بررسيهاي تاريخي: فرمان عليمرادخان زند"٬ ١٣٤٦ شماره ٥٬ ض ١٥٢-١٥١ و شماره ٤-٣ ص ٣٦٦-٣٦٥)

Tuesday, December 14, 2010

شه سئون ائلی نین ده یرلی شاعیری عیسی مُطیع

http://www.ozan2007.blogfa.com/

بیر شئعر : قوم ،ساوا شه سئون لری نین ده یَرلی شاعیری عیسی مُطیع جینابلاریندان

:قانماز اولوب بیر باخیشا آل لانما

چاخیر دادمایان ، تانیماز ساقینی

تاووزو دیله یَن گیدَر هیند یولون

دوزلوگ آرایان ، پؤزماز دوست باغینی



سئــودا مَحَببَتـــی کُؤکونـــدَه دؤنوب

تَـرلان لار یئرینــه نئجــــه ! سار قؤنــوب

قـــورد اوغلو ، قــورد اولار ، زامانا دونوب

قــارا گون چکمـــه یَن ، بیلمَـــز آغینــــی



بَـرک میدانـدا حاقــدان دیلـه ک دیلــه رَم

دوز ســــؤزو قــولاقــدا تـانـــا ایلـــه رم

دوست گلســـه یولونا چیچــک سه پَـــه رم

لاچینــــام اولکـــه مَــه قـــؤیمام ، یـــاغینی



BİR ŞEİR QÜM SAVA ŞƏSƏVƏNLƏRİNİN DƏYƏRLİ ŞAEİRİ İSA MOTİƏ CİNABLARİNDAN:

Qanmaz olub bir baxişa allanma

Çaxir dadmayan , tanimaz saqıni

Tavüzü dıləyən gidər hınd yolun

Düzlüg arayan pozmaz dost bağıni



Sevda məhəbbəti kökündə dönüb

Tərlan lar yerınə necə! sar qönüb

Qürd oğlu qürd ular,zamana dönüb

Qara gün çəkməyən , bılməz ağıni



Bərk meydanda haqdan dılək dılərəm

Düz sözü qülaqda tana eılərəm

Dost gəlsə yoluna çıçək səpərəm

Laçınam , ülkəmə qöymam yağıni

Saturday, January 16, 2010

به خاطر شیوع پان ترکیسم بعد از این به کتب ترکی مجوز نمی‌دهیم!

شنبه ۲۶ دی ۱٣٨٨ - ۱۶ ژانويه ۲۰۱۰

چند هفته پیش آقای مهندس امیری گفت: دیوان ترکی آقای علی سیفی شاعر ساوه‌ای را برای اخذ مجوز به اداره ارشاد قم برده بودیم، بعد از یک و نیم ماه انتظار مجوز ندادند. پرسیدم: به بیت یا ابیات خاصی نظر داشتند؟ گفت: نه، صرفا به جهت ترکی بودن کتاب. می‌گویند: به خاطر شیوع پان ترکیسم بعد از این به کتب ترکی مجوز نمی‌دهیم.

قضیه را جدی نگرفتم تا اینکه امروز با دوست شاعر و پژوهشگرمان آقای ائل اوغلو تماس گرفته بودم. در اثنای صحبت ایشان نیز گفتند: به مجموعه ائل ادبیاتی در قم مجوز ندادند و می‌گویند به کتابهای ترکی مجوز نمی‌دهیم.
**
قم در زمینه چاپ و نشر اولین یا دومین شهر کشور است و در این زمینه با تهران و حتی بیروت رقابت می‌کند. چگونه مسئولان ارشاد قم به این نتیجه رسیده‌اند که یک ده هزارم کتابهای منتشره که به زبان ترکی اختصاص دارد از سر آذربایجانی و ترک زبان جماعت زیاد است و باید از آنها دریغ کرد؟

مبنای قانونی و شرعی این تصمیم چیست؟

در غیاب رسانه‌های منتقد و بی‌طرف و در نبود نهادها و سندیکاهایی که از حقوق مردم ترک دفاع کنند نویسندگان ترکی نویس و خوانندگان این آثار به کجا باید پناه ببرند؟

این تصمیم اداره ارشاد قم با مفاهیمی چون عدالت، تبعیض و نژاد پرستی چه نسبتی دارد؟

این مسئله با سخنان آقای احمدی نژاد در رابطه با زبان ترکی که در روزهای انتخابات در تبریز برزبان راندند چه قدر همخوانی دارد؟

سؤالهای بی پاسخی از این دست انگیزه پرداختن به این مسائل را از انسان می‌گیرد و جز نگارش چندین سطر آشفته و بی‌سامان برای ثبت در تاریخ – که همواره ذهن ما را تخدیر کرده است – چاره‌ای فراروی ما نیست.

ای تاریخ! تو شاهد باش که ما این روزهای تلخ را تجربه کردیم

حیدر بیات

Tuesday, November 24, 2009

دستگيري دكتر اكبر كرمي از تركان اصفهان در شهر قم

دكتر اكبر كرمي از محققان و متفكرين ترك كه اصلا از اصفهان مي باشد و در شهر قم به طبابت اشتغال دارد توسط اطلاعات دستگير شد.

مئهران باهارلي

turk aydin ve arashdirmacilarindan, eslen isfahanli olan ve qum sheherinde metebbi bulunan doktor ekber keremi tutuqlanmishdir. turk siyasi qurublar ve insan haqlari derneklerinin diqqetine sunulur.

mehran baharli

------------------------------
بازداشت در قم
دکتر اکبر کرمی دستگیر شد

• اکبر کرمی از فعالین سیاسی شهر قم توسط نیروهای اطلاعات این شهر دستگیر و به زندان منتقل شده است ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
سه‌شنبه ٣ آذر ۱٣٨٨ - ۲۴ نوامبر ۲۰۰۹

اخبار روز: دکتر اکبر کرمی از فعالین سیاسی شهر قم روز سه شنبه دستگیر شد. بنا به گزارشی که در اختیار اخبار روز قرار گرفته است، دکتر کرمی در مطب خود همراه با منشی اش دستگیر شده است. بنابر این گزارش منشی وی سپس آزاد شده است.
در این گزارش گفته شده است که اطلاعی از علت دستگیری دکتر اکبر کرمی در دست نیست. اطرافیان دکتر کرمی خواهان توجه نهادهای بین المللی مدافع حقوق بشر به وضعیت دکتر کرمی و تلاش برای آزادی وی شده اند.
دکتر اکبر کرمی به مدت چندین سال مقالات خود را در سایت اخبار روز منتشر کرده است. برای مراجعه به مقالات دکتر اکبر کرمی، می توان به آدرس زیر مراجعه کرد:

http://www.akhbar-rooz.com/search.jsp?authorId=136

Tuesday, October 20, 2009



محیط آشیقی پنج استان جنوبي آزربايجان ايران (قزوين، تهران، مرکزي، قم و همدان)

محیط آشیقی قم- ساوه- همدان/ اسدالله امیری

به نقل از: مجله بایرام- زنجان- شماره ۱۹- تیرماه ۸۸

http://tilimxan.blogfa.com/post-111.aspx

محيط آشيقي قم - ساوه-همدان

اساتيد و محققين فرهنگ ترکي، محيط آشيقي موجود در ايران را از نظر جغرافيايي و شيوه هاي اجرا به مناطق مختلفي تقسيم نموده اند. از جمله دکتر علي قافقازيالي در کتاب "ايران تورکلري آشيق محيطلري" محيط آشيقي ايران را به نواحي زير تقسيم مي کند:[1]

1) محيط آشيقي تبريز- قاراداغ
2) محيط آشيقي اورميه
3) محيط آشيقي سولدوز- قاراپاپاق
4) محيط آشيقي زنجان
5) محيط آشيقي قم- ساوه
6) محيط آشيقي خراسان-ترکمن صحرا
7) محيط آشيقي قشقايي(جنوب و مركز ايران)

در اين مقاله سعي شده است به محيط فرهنگي پنج استان جنوبي آذربايجان ايران (قزوين، تهران، مرکزي، قم و همدان) پرداخته شود.

اين محيط مشتمل بر مناطق ترک نشين استان تهران (ترکان بومي و غير مهاجر شهرهاي ساوجبلاغ، نظرآباد، اشتهارد، شهريار و مناطق ترک نشين شهرستانهاي گرمسار، فيروزکوه، ورامين و ... ) [2]، و همچنين استانهاي اکثراٌ ترک نشين قم (قم، جعفرآباد، خلجستان و.. )، مرکزي (اراک، فراهان، شازند، کميجان، خنداب، آشتيان، تفرش، خمين، محلات، ساوه، زرنديه و ...) [3]، قزوين (قزوين، آبيک، تاكستان، بوئين زهرا، خرقان و ...) و همدان (همدان، اسدآباد، بهار، ملاير، رزن، کبوترآهنگ و ) مي¬باشد.

امروزه مي توان گفت مرکزيت محيط آشيقي مذکور در شهر قم قرار دارد به طوريکه هم اکنون در شهر قم چهار استريو به توليد و توزيع محصولات فرهنگي به زبان ترکي مشغولند [4].

حتي استريويي با نيم قرن سابقه در شهر قم عليرغم اينكه مسوليتش با شخصي غير ترك زبان بوده و از ابتدا كار خود را با موسيقي فارسي شروع نموده است به دليل استقبال مردم از موسيقي تركي به سمت توليدات فرهنگي تركي گرايش پيدا نموده و كمك شاياني نيز به اعتلاي فرهنگ تركي در منطقه نموده است. علاوه بر شهر قم شهرهاي کرج، ساوه و همدان نيز به عنوان مراکز آشيقي اين منطقه مطرح مي باشند. به گفته آقاي نصرت الله زرگر، فعال فرهنگي منطقه شهريار و کرج، هاواهاي اين منطقه شبيه به هاواهاي ساوه مي باشد. از طرفي مناطقي مانند بيجار و قروه در استان کردستان تحت تاثير موسيقي ترکي استان همدان بوده و همچنين اين محيط مي تواند نقش حلقه اتصال موسيقي مناطق ترک نشين مركزي و جنوبي کشور از قبيل فريدن، چادگان، شهرکرد، سامان، قشقائيه، طوايف ترک استان کرمان با موسيقي استانهاي شمالي آذربايجان ايفا نمايد. از شعراي بسيار تاثيرگذار اين محيط حکيم تيليم¬خان ساوه اي مي باشد. در كنار حكيم تيليم خان شعرايي مانند شاه اسماعيل خطايي، خسته قاسيم، مأذون قشقايي، مهجور خندابي نيز بر اين محيط تأثير نهاده اند. در مراسم ساليانه اي که در بزرگداشت حکيم تيليم خان در روستاي مرغئي ساوه (زادگاه تيليم خان) برگزار مي گردد استاداني از تقريبا تمامي مناطق ترک نشين ايران شرکت مي نمايند. بزرگاني همچون: دكتر جواد هيئت، پروفسور محمدتقي زهتابي، دكتر محمدعلي فرزانه، دكتر علي كمالي، دكتر گونئيلي، سيدحيدر بيات، حسن دميرچي، غلامرضا بهاري، اسدالله مرداني و افرادي از ترکمن صحرا و ساير مناطق ايران تابحال در اين مراسم شركت کرده‌اند.

همچنين منطقه اي کوهستاني به نام قاراقان (خرقان) که بین استانهاي مرکزي، قزوين و همدان تقسيم شده است در اين محيط واقع است. شخصيتهاي فرهنگي ما از قبيل غيبعلي آوجي، دکتر علي کمالي، شاعر اکبرخان رزّاقي، آشيق مسيح الله رضايي، آشيق کاظم مشهدي و ... از اين منطقه برخواسته اند. منطقه قاراقان از نظر آب و هوايي و قدمت تاريخي و مناطق باستاني حائز اهميت است. برج هاي دوقلو در نزديکي آبگرم، علي بولاغي، کوه اينجي قارا در نزديکي ازبيزان- چيليسبان و آسقين و ... ميتوانند باعث ايجاد جاذبه هاي توريستي منطقه قاراقان گردند. پيشنهاد بنده اين است که مجموعه¬اي جهت برگزاري مراسم‌های فرهنگي و آشيقي در سطح كشوري و منطقه اي در آنجا ايجاد گردد. البتّه اين طرح از طرح هاي اجرا نشده مرحوم دكتر علي کمالي در روستاي بند امير قاراقان ساوه نيز بوده است.

در شهرهاي مهاجرپذير مانند قم و کرج ارتباط ترکهاي مهاجر نواحي شمالي آذربايجان (استانهاي آذربايجان شرقي و غربي و اردبيل و زنجان و ...) با ترکان بومي باعث تقويت اين هنر در اين شهرها شده است.مثلا موسيقي متن آلبوم «کؤرپو» که با صداي شاعر ساوه اي(براتعلي فتح الهي) در استريو نواي دلشده کرج دکلمه شده، توسط آشيق بيژن اسلامي خلخالي نواخته شده است.

همچنين اشعار شاعر اهل بويين زهراي قزوين، آقاي درويش بهروان اينانلي، در کرج علاوه بر آشيقهاي بومي اطراف کرج مانند آشيق مسيح الله رضايي، توسط آشيق بيژن اسلامي و ديگران نيز خوانده مي شود. از نقطه نظر تنوع لهجه هاي ترکي آذري نيز، اين محيط رنگارنگي زيبايي را دارا مي باشد: لهجه ترکهاي شاه سون، ترکهاي غير شاه سون در کنار لهجه باستاني ترکي خلجي در ناحيه خلجستان (مابين قم و تفرش) و همچنين لهجه خاص شهرهاي خنداب و شهرستان بهار و نیز روستاهاي اطراف خمين و محلات (شهرها و روستاهاي قورچي باشي، چنار و ...) تنوع لهجه(ترکي) خاصي به اين محيط داده است.

اشعار و داستانهايي که توسط آشيقهای این محیط خوانده مي شود عبارتند از: داستان کوراوغلو، شاه اسماعيل، اصلي و کرم، سيدي و پري، اسعد نظام، تيليم خان و مهري، خسته قاسم، مأذون قشقايي، مهجور خندابي، آشيق رضعلي، تورکمان محمود، آشيق رضا بهاري و ... . در خصوص حكيم تيليم خان علاوه بر اينكه اشعار پر محتواي ايشان زينت بخش مراسم آشيقي بوده، داستان عاشقانه مهري و تيليم خان نيز توسط آشيقها نقل مي گردد. معمولاً آشيقي كه از تيليم خان بيشتر بداند، همان قدر استادتر است.

مانند همه جاي آذربايجان، در اين محيط نيز هنر آشيقي نسل به نسل از گذشتگان دور به اين دوره رسيده است. ضمن اداي احترام به آشيقهاي از دنيا رفته( اسماعيل شاهمرادي، محمد حسن هنرمند و ...) قابل ذکر است که امروزه آشيقهاي باتجربه نظير: استاد مسيح الله رضايي، استاد گونش(علي رمضاني)، استاد حيدر محمودي، غياث جباري، بالاخان دانش بيات، حسين علي حسيني، تقي محيط، رمضان باقي، محمدعلي صحرايي در کنار آشيقهاي جوانتري چون: نادر رنجبر، مهدي صدري، علي ولدخاني، کاظم مشهدي، محمد خانکي، اکبر غلامي،حسن دژم و ... نقش به سزايي در شکوفايي اين هنر اصيل در محيط مورد بحث دارند. طبق نوشته¬هاي دكتر قافقازيالي در كتاب ايران توركلري آشيق محيطلري در اين محيط تعداد چهل آشيق به هنر آشيقي مشغول ميباشند كه با افزودن اسامي جوانهاني كه در سالهاي اخير به اين حرفه روي آورده اند تعداد آنها به بيش از پنجاه نفر خواهد رسيد. از اشخاصي كه اقدام به معرفي هنر آشيقي و آشيقها در اين محيط نمودهاند مي توان به مرحوم دكتر علي كمالي، مهران بهاري، سيدحيدر بيات، دكتر علي قافقازيالي، جواد دربندي، آشيق گونش(علي رمضاني) و ديگران اشاره نمود. مقالاتي در معرفي شعرا و آشيقهاي منطقه نيز ازاين قلم در وبسايتهاي آلمايولو و حكيم تيليم خان منتشر شده است.[5]

کاربرد کلمه اوزان در مرغئي:

آقاي مهرعلي احمدي(در سال 87 پنجاه ساله) از اهالي مرغئي ساکن تهران از قول مادر بزرگ مرحومه اش خانم گول صنم که طبع شعري نيز داشته است نقل مي کند که ايشان در جريان يک موضوع خانوادگي که يکي از پسرانش با دختري ازدواج مي کند، مرحومه گول صنم باجي اعتراض خود را به اين ازدواج با سرودن في البداهه اين دوبيتي ابراز مي دارد:

ائمميزه اوزان گلير
پرگاروموز پوزان گلير

ياخچوموزو يامانوموز
آسگونلو دفترينده يازان گلير.[6]

آقاي احمدي با نقل موضوع فوق اوزان را "آشوق" معني نمود.[7]

آشيقها معمولا پيام آورزندگي مي باشند. هر جا آشيق مي نوازد آنجا پر است از عشق و عرفان و زندگي. آشيقها تمام تجربيات تلخ و شيرين يک ملت را از گذشته هاي دور به نسل جديد منتقل مي کنند. گاهي حتي تک مصرعي که از زبان آشيق خارج مي شود يک دنيا تجربه و حکمت در آن نهفته است: ائله گئد گلگينن يول اينجيمه سين.

با آرزوي رسيدن كليه اوزانهاي ما به آنچه كه مستحقش هستند.
--------------------------------------------------------------------------------

[1] - ايران تورکلري آشيق محيطلري- دوکتور علي قافقازيالي-2006- ارزوروم- تورکيه- اثر افست يايين ائوي
[2] - در استان تهران علاوه بر مناطق غربي مانند شهريار و ساوجبلاغ و ... در مناطق شرقي مانند فيروزکوه نيز روستاهاي ترک زباني مانند گدوک، توروت، سرانزا و ... وجود دارد. در بخش طالقان نيز روستهايي مانند ميناوند ترک زبانند.
[3] - در استان مرکزي علاوه بر شهرهايي مانند ساوه، شهرستان زرنديه، شازند، کميجان و ... در شهرستانهاي جنوبي استان مانند خمين و محلات نيز روستاهاي بيشمار ترک زبان يافت مي شوند. مانند روستاي بزيجان محلات، دهستان حمزه لو و بخش قورچي باشي خمين.
[4] - مقاله مسأله آذربايجان به صورت راست و حسيني- سيد حيدر بيات- وبسايت آلما يولو: www.hbayat.com
[5] - www.hbayat.com و www.tilimxan.blogfa.com
[6] - آسگون(آسقين) نام طايفه اي در مرغئي مي باشد.
[7] - نوروز 1387- نقل از آقاي مهرعلي احمدي-مرغئي-ساوه

Tuesday, August 11, 2009

قوم اؤلكه سينده ن گله ن تورك و شاهسئوه نله ر، تليم خان`ين آلتينجي قورولتاييندا

http://tilimxan.blogfa.com/post-87.aspx




اجراي اشعار حكيم تيليم خان در چهاردهمين جشنواره بين المللي آييني- سنتي تهران

http://tilimxan.blogfa.com/post-90.aspx

بسمه تعالي

در جشنواره بين المللي آييني سنتي در مجموعه تئاتر شهر پارك دانشجوي تهران، توسط نمايندگان موسيقي از استانهاي همدان- مركزي- قم و تهران(شهريار)شعري از حكيم تيليم خان ساوه اي با اجراي آشيق ها: حسين علي حسيني و نصرت الله زرگر با همراهي بالابان: محمد جعفري در تاريخ ۱۱/۵ /۱۳۸۸ در ساعت ۹ شب اجرا گرديد. در اين برنامه شعر زيباي مباحثه مؤو و قويون(درخت مو و ميش) به زبان تركي به همراه توضيح فارسي آن و همچنين آهنگ محلي " جانيم اينچه بئل ياواش گل" نيز توسط گروه مذكور اجرا گرديد و مورد استقبال حاضرين واقع شد. در اين مراسم جمعي از محققين فرهنگ استانهاي ياد شده نيز حضور داشتند.







ايلگيلي لينك لر:

http://siyamek.blogspot.com/2009/08/mov-ile-qoyunun-deyismesi-sehnelendi.html

http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=796681

http://www.iranseda.ir/old/showfullitem/?r=157699

Tuesday, June 02, 2009







http://oxsama.persianblog.ir/



ادبیات مرثیه‌ای یکی از غنی‌ترین شاخه‌های ادبیات مکتوب ترکی می‌باشد که به حتم در بین زبانهای دنیای اسلام جایگاه ویژه و منحصر بفردی را دارد. در مورد ریشه و پیدایش مرثیه سرایی در زبان ترکی به ریشه‌های تاریخی و باستانی آن می‌‌توان اشاره کرد و آغی‌های سروده شده در مورد مرگ آلپ‌ارتونقا (افراسیاب)، اوْخشاماها و آغلاشمالار نشان دهنده این سابقه تاریخی و باستانی است. اما اوج این ادبیات در زمان شکل‌گیری مراسم‌های عزاداری برای سالار شهیدان به وقوع می‌پیوندد و با استفاده از قالبهای عروضی به گسترش فراوانی دست می یابد. در این وبلاگ سعی خواهم کرد نمونه‌هایی از این ادبیات گرانقدر و وسیع را هرچند اندک –در حد وسعم- در اختیار خوانندگان و عاشقان امام حسین (ع) بگذارم. از شاعران بزرگ ادبیات مرثیه ای ترک برایتان بنویسم از منزوی، یحیوی، انور، صراف، شهاب و ... و از مداحان بزرگ ترک، از سلیم موذن زاده، صدیف، داوود علیزاده، تمدن، رسولی زنجانی، کلامی، اصغر زنجانی، غلامرضا زنجانی و ... ××من از همه کسانی که در این زمینه صاحب نظرند و یا نوحه و مرثیه ترکی دارند و یا مقاله و نوشته ای که می خواهند در اینترنت انتشار یابد می خواهم که با من همکاری کنند و در شکوفا شدن این وبلاگ مرا یاری رسانند.

×× نوحه ترکی، متن نوحه های قدیمی ترکی، مرثیه ترکی و قطعه‌هایی با اجرای مداحان بزرگ ترک-- تۆرکجه نؤوحه، مرثیه، افراد، اوْخشاما، آغلاشما و ... تۆرکجه نؤوحه یازانلار، مداح‌لار و... تۆرکجه مرثیه ادبیاتێ‌نا عایید یازێلارێ بۇردا اوْخۇیا بیله‌رسیز

نوحه ترکی اوخشاما متن نوحه ترکی مرثیه ترکی دانلود مداحی ترکی دانلود متن نوحه آذری مداحان اردبیل نوحه سرایی در آذربایجان دانلود نوحه ترکی متن نوحه های محرم اوخشامالار مرثیه های ترکی دانلود نوحه مداحان ترک محرم نوحه سی شعرای مرثیه سرای ترک


turkce nohe endirin-turkce nohe metni ve butun turk mersiye ve nohesine ayid yazilar nohe torki + nohe endir + nohe download ela noheturki2008@yahoo.com



آذربايجانين اونودولموش و غريب بؤلگه لري)همدان، قزوين، زنجان و مركزي اوستانلار(

ساوالان هالماتانلي

بيلديگينيز کيمي 85 ايل بوندان اؤنجه فارس حاکيمييتي ايراندا ايش اوستونه گلير و ايران مملکتينده ياشييان غئير فارس اينسانلار اؤزلليکله تورکلر، فاشيستي سيياست لره معروض قاليرلار . فاشيستي سيياست لر اساسيندا آذربايجان ايالتي تجزييه اولور و اوندان نئچه بؤلگه آيريلير. آذربايجانين تجزييه سي ياواش ياواش و چئشيتلي شکيل لرده قاباغا گئدير و بو گونه قدر آذربايجان نئچه اوستانا تجزييه اولونوب کي عيبارتدير: باتي آذربايجان، دوغو آذربايجان، اردبيل، زنجان ، همدان، قزوين و مرکزي اوستانلار. آذربايجانين بير پارا شهرلريده او بيري اوستانلارا وئريليب کي اؤرنک اولاراق آستاراني آد آپارماق اولار.گونئي آذربايجان ميللي حرکتي قئيد اولونموش بؤلگه لرين بير سيراسيندا فاشيستي سيياست لره قارشي موباريزه يه باشلاييب و بو گونه قدر اؤنملي و گؤزه گلين نتيجه لره چاتيب آما ايستر- ايسته مز بير سيرا بؤلگه لرده اونودولوب . اونودولموش بؤلگه لرده (همدان،زنجان و قزوين و مركزي اوستانلار) آشاغيدا قئيد اولونان يوللار اؤنر وئريلير.

1- هر ايل همدان ، زنجان ، قزوين و مركزي بؤلگه لرينه اؤزل بير هفته ايختيصاص وئرينسين کي همدان هفته سي،زنجان هفته سي ، قزوين هفته سي و مركزي اوستان هفته سي آدلانسين. بو اؤزل هفته لرده سيته لر ، وئبلاقلار، كلوب لار و باشقا اينتئرنئت ساحه لري قئيد اولونان بؤلگه لري مئحورييتده قويسونلار و چاليشسينلار تا بو اونودولموش بؤلگه لرين تاريخ ، فرهنگ ، اقتصاد و... مسئله لرينه اؤنم وئريب و اونلاري آرتيخراق تانيدديرسينلار.

2 - قئيد اولونموش بؤلگه لرين هر بيرينه اؤزل بير سيمگه تعريف اولونسون.بيلگي سايار ايشينده چاليشانلار، قئيد اولونموش بؤلگه لره و آذربايجانين باشقا بؤلگه لرين هر بيرينه اؤزل بير سيمگه طرراحليق ائله سينلر. بو سيمگه اولا بيلر كي هر بؤلگه نين بير گؤرملي يئري يا آدليم شخصييتلريندن بيري يا نئچه سي يا بونلارين تركيبي اولسون. بو سيمگه آذربايجان بؤلگه لرينه اؤزل بير كيمليك و اؤزلوك ياردا بيلر.

3 - همدان،زنجان ، قزوين و مركزي بؤلگه لريني آرتيخراق تانيدديرماق اوچون اؤيرنجي درگيلرينده اؤزل سايلار چيخماليدير. آذربايجانين چئشيتلي بؤلگه لرينده چيخان اؤيرنجي درگي لري بو قونويا اؤنم وئرملي ديرلر نيسه بيلي يوردلاردا اولان اؤيرنجي لره اويانيش وئرمك بيزيم بيرينجي ايشيمزدير.اگر بير جامعه نين اؤيرنجي لري بير قونودا اويانسا ، بالا بالا جامعه ده ياشييان باشقا اينسانلاردا اوياناجاق و بو مسئله نين اؤنمي ني دوشونجكلر.

4- همدان ، زنجان ، قزوين و مركزي اوستان لاريندا اولان بيلي يوردلارلا گوجلو ايلگي قورولماليدير. بيلديگينيز كيمي قئيد اولونموش بؤلگه لرده تكجه زنجاندا بير پارا گؤزه گلين اؤيرنجي حركاتي گؤرونور. ميللي حركتده اولان اؤيرنجي لر تحصيل لرينه داوام وئرمك اوچون ائلييه بيلرلر قئيد اولونان بؤلگه لرين بيلي يوردلاريني اولوييتده قويالار. مثلا ليسانس ، يوكسك ليسانس و... مقطع لرين ايدامه وئرمك اوچون قئيد اولونان بؤلگه لره گئده لر.يا اوردا اولان اؤيرنجي لرله ايلگي قوروب و اوردا بير پارا فرهنگي ايشلر يولا سالالار. مثلا كولترل سرگيسي يا آذربايجان كانسرتي قورماق و بو كيمي ايشلر.

5- همدان،زنجان ، قزوين و مركزي بؤلگلرينده ايشلري ياخجي قاباغا آپارماق اوچون ايش تيملري تشکيل تاپماليدير.

6- قئيد اولونموش بؤلگه لره اينتئرنئت ساحه سينده اؤزل وئبلاقلار و وئب سايتلار يولا دوشملي دير.

7- آذربايجان ميلتين تشويق ائده ک تا بايرام اَييام لاريندا قئيد اولونموش بؤلگه لره سفر ائده لر.بو آماجا يئتيرمک اوچون ايسفند آييندا رئکلاملار اولماليدير.

8- قئيد اولونموش بؤلگه لرده چئشيتلي اَيياملاردا اؤزلليکله بايرام اَيياملاريندا کيتابلار، درگيلر و... تؤهفه اوچون ياييلماليدير. يوخاريدا دئييلن ايشلر تكجه بير پارا اؤنرلردير كي يازانين ذئهنينه يئتيريب . باشقا اؤنرلر بونلاردان داها گؤزل و فايدالي اولا بيلر. موباريزني قاباغا آپارماق اوچون لازيمدير آذربايجانين تبريز و اورمو كيمي بؤلگه لرينده حاكيمييتين فيشارين آزالداق و آسيميله اولان بؤلگه لرده مثلا قزوين ده فرهنگي موباريزه ني گوجلو شكيلده باشليياق.

بو مقاله نين گلجك ده داوامي اولاجاق!!!

Friday, April 24, 2009

بار دیگر توهین به ترکها در یکی از پیکهای نوروزی شهر قم

میللی حرکت سه شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۸۸: اویرنجی: اهانت به ترکها هنوز هم در مراکز دولتی ایران ادامه دارد. در آخرین این توهینها در یکی از مدارس شهر قم در پیک نوروزی دانش آموزان ترکها مورد تمسخر قرار گرفته اند. این پیک نوروزی که مدرسه راهنمایی سید المرسلین یک ناحیه سه استان قم برای دانش آموزان مقطع اول راهنمایی انتشار یافته جوکهایی در رابطه با ترکها گنجانده شده است.



سایت اویرنجی ضمن محکوم کردن چنین اعمالی از طرف اداره آموزش و پرورش استان قم، خواهان رسیدگی قانونی به این موضوع و عذرخواهی مسئولین می باشد

Saturday, February 28, 2009




جغرافياي انساني خلق ترك در ايران


مئهران باهارلي

اودگون، بوز آيي، سيغير ايلي
Odgün, Boz Ayı, Sığır İli
چهارشنبه، ١٨ فوريه- ٢٠٠٩


سؤزوموز


ايران موطن بيش از ٣٥ ميليون تن ترك زبان مي باشد. روند خودآگاهي ملي و سير ملت شوندگي اين توده عظيم مخصوصا در دو دهه اخير آن چنان سريع بوده است كه امروز به راحتي مي توان به جاي صحبت از "گروههاي گوناگون ترك زبان"، از وجود و قوام "ملت ترك" ساكن در ايران سخن راند.




سه زيرگروه جغرافيائي خلق ترك در ايران:



خلق ترك ساكن در ايران، از سه زيرگروه جغرافيائي مشخص تشكيل يافته است. از اين سه زيرگروه جغرافيائي، ساكنين زيرگروه شمال غرب باشندگان در وطن، و زيرگروههاي جنوب-مركز و شمال شرق ايران در شمار دياسپوراي ملت ترك محسوب مي شوند:

يك- زيرگروه جغرافيائي شمال غرب: بدنه اصلي ملت ترك در ايران در ناحيه شمال غرب كشور ساكن است. اين منطقه كه در ادبيات سياسي "آزربايجان جنوبي" ناميده مي شود مركز ثقل تركزبانان ساكن در ايران مي باشد. آزربايجان جنوبي كمابيش معادل "مملكت آزربايجان" در نظام سنتي و بومي "ممالك محروسه" دولتهاي توركي سلجوقي تا قاجاري است. "مملكت آزربايجان" و يا "آزربايجان جنوبي" اقلا شامل همه "آزربايجان ائتنيك" است. برخي آنرا معادل "آزربايجان تاريخي" و يا "آزربايجان سياسي" كه هر دو بزرگتر از "آزربايجان ائتنيك" مي باشند دانسته اند. زيرگروه جغرافيائي شمال غرب و يا "آزربايجان ائتنيك" شامل بخشهاي پيوسته ترك نشين شمال غرب كشور پيش از سالهاي ١٩٠٦-١٩٠٥ يعني سال شكست جنبش مشروطه و آغاز حاكميت عملي قوميتگرائي فارسي بر بروكراسي، دولت و جامعه ايران است. آزربايجان ائتنيك نواحي ترك نشين استانهاي دوازده گانه امروزي آزربايجان شرقي (همه)، آزربايجان غربي (اكثر)، اردبيل (همه)، زنجان (همه)، همدان (اكثر)، قزوين (همه)، مركزي (اكثر)، گيلان (بخشي)، كردستان (بخشي)، تهران (بخشي)، قم (بخشي) و كرمانشاهان (بخشي) در سالهاي ١٩٠٥-١٩٠٦ را در بر مي گيرد و متروپل تهران را نيز شامل مي شود. اكثريت مطلق تركان متعلق به اين زيرگروه جغرافيائي ملت ترك به لهجه آزربايجاني و اندكي نيز به لهجه سنقري زبان تركي متكلم اند.

دو- زيرگروه جغرافيائي شمال شرق: اين زيرگروه جغرافيائي، تركان پراكنده در استانهاي امروزي خراسان شمالي، خراسان رضوي، گلستان، مازندران، سمنان و خراسان جنوبي را شامل مي شود. تركان متعلق به اين زيرگروه جغرافيائي به دو گروه لهجه خراساني و آزربايجاني زبان تركي متكلم اند. "افشاريورد" و يا ناحيه پيوسته ترك نشين در شمال شرق ايران در محدوده اين زيرگروه جغرافيائي قرار دارد.

سه- زيرگروه جغرافيائي جنوب-مركز ايران: اين زيرگروه جغرافيائي همه تركان ايران به جز دو زيرگروه جغرافيائي شمال غرب و شمال شرق ايران را شامل مي گردد. اكثريت مطلق تركان متعلق به اين زيرگروه جغرافيائي به گروه لهجه هاي آزربايجاني و اندكي (ابولوردي) به لهجه خراساني زبان تركي متكلم است. "قاشقاي يورد" و يا ناحيه پيوسته ترك نشين در جنوب ايران در محدوده اين زيرگروه جغرافيائي قرار دارد.

تركهاي ساكن در شمال غرب كشور و يا آزربايجان جنوبي كه شامل كلان شهر تهران نيز مي باشد، ٨٠،٣% از كل خلق ترك ساكن در ايران (اقلا ٢٩،٠% از كل جمعيت ايران)؛ تركهاي ساكن در جنوب ايران ١١،٦% از كل خلق ترك ساكن در ايران (اقلا ٤،٢% از كل جمعيت ايران)؛ و تركهاي ساكن در شمال شرق كشور ٨،١% از كل خلق ترك ساكن در ايران (اقلا ٢،٩% از كل جمعيت ايران) را تشكيل مي دهند. با اين حساب شمار تركهاي ايران، اقلا ٣٦،١% از كل جمعيت ايران و يا بيش از يك سوم آن است.



سه زيرگروه لهجه اي خلق ترك در ايران:



در ايران به شش زبان از زبانهاي عضو خانواده زبانهاي توركي (Turkic) سخن گفته مي شود. اين زبانها عبارتند از تركي (Turkish)، تركمني، خلجي، قزاقي، ازبكي و اويغوري. در اينجا به دو نكته مي بايست توجه كرد. نخست آنكه "توركي"Turkic نام خانواده زباني و "تركي"Turkish نام يكي از زبانهاي داخل در اين خانواده زباني است. براي نشان دادن فرق بين اين دو مفهوم متفاوت در زبان فارسي، نام خانواده زباني به شكل "توركي" و نام زبان مشخص به شكل "تركي" نوشته مي شود. قبلا هر دوي اين مفاهيم با نام يكسان "تركي" ناميده مي شدند (مانند "لاتيني" كه هم نام يك خانواده زباني و هم نام يكي از زبانهاي داخل در آن خانواده زباني است). بنابر اين مقصد از توركي ازبكي و تركي آزربايجاني، به ترتيب زبان ازبكي متعلق به خانواده زبانهاي توركي و لهجه آزربايجاني زبان تركي مي باشد. دوم آنكه مراد از زبان "تركي" در اينجا شاخه شرقي توركي اوغوز غربي است. شاخه غربي توركي اوغوز غربي، كه آن هم زبان تركي ناميده مي شود لهجه هاي عثماني-تركيه اي اند و در ايران رايج نيستند (شاخه شرقي توركي اوغوز، زبان تركمني و لهجه هاي وابسته است).

زبان تركي، كه زبان اول ايران به لحاظ شمار متكلمين آن است، در اين كشور داراي سه گروه لهجه هاي "آزربايجاني"، "خراساني" و "سنقري مي باشد. اين وضعيت مشابه وضعيت زبان كردي در ايران است كه در اين كشور داراي سه گروه لهجه هاي كرمانجي، سوراني و جنوبي (كلهري، كرمانشاهي و...) مي باشد با اين تفاوت كه فرق بين لهجه هاي آزربايجاني، سنقري و خراساني زبان تركي بسيار كمتر از فرق بين لهجه هاي كرمانجي، سوراني و جنوبي زبان كردي است (بسياري از زبانشناسان كرمانجي و سوراني و جنوبي كه بينشان تفاهم متقابل وجود ندارد را به عنوان زبانهائي عليحده و جداگانه مي پذيرند).

گروههاي لهجه اي زبان تركي در ايران عبارتند از:

يك-گروه لهجه هاي آزربايجاني زبان تركي: اين گروه، پرمتكلمترين لهجه زبان تركي بوده و زبان اكثريت مطلق خلق ترك در ايران است. اين گروه لهجه ها، زبان دو زيرگروه جغرافيائي "شمال غرب" (آزربايجان جنوبي) و "مركز- جنوب ايران" است و به اين اعتبار، لهجه اي سراسري مي باشد. لهجه هاي گوناگون تركان ساكن در جنوب و مركز ايران به جز ابيوردي، فارغ از منشاء ايلي و يا تباري متكلمينشان، همه جزء گروه لهجه هاي آزربايجاني زبان تركي شمرده مي شوند. لهجه هاي آزربايجاني زبان تركي، همچنين زبان همه تركان منسوب به شاخه شرقي اوغوز غربي ساكن در قفقاز (آزربايجان، ارمنستان، گرجستان، داغستان)، آسياي صغير (شرق و جنوب شرقي تركيه) و خاورميانه (عراق، سوريه، اردن، لبنان و اسرائيل) بوده و به اين اعتبار زباني منطقه اي است.

ب-گروه لهجه سنقري" زبان تركي: اين گروه كه كم متكلمترين لهجه زبان تركي است در واقع لهجه اي ويژه از گروه لهجه هاي آزربايجاني زبان تركي مي باشد. اين لهجه صرفا در يك منطقه مشخص آزربايجان يعني در بخشهاي آزربايجاني استان كرمانشاهان (عمدتا شهرستان سنقر) در شمال غرب كشور بكار ميرود. اين گروه لهجه اي منحصرا در آزربايجان جنوبي و ايران رايج است.

ج-گروه لهجه هاي خراساني" زبان تركي: اين گروه در شمال شرق ايران در بخشهاي ترك نشين استانهاي امروزي خراسان شمالي، گلستان، مازندران، خراسان رضوي، خراسان جنوبي و بخشهائي از استان سمنان و منطقه ملي موسوم به "افشار يورد" و يا "سلجوق" كه در داخل آن قرار دارد رايج مي باشد. علاوه بر آن، گروههايي چند از خلق ترك كه به لهجه خراساني زبان تركي و يا لهجه هاي نزديك به آن متكلمند در خارج شمال شرق ايران در ديگر نقاط كشور نيز يافت ميشوند. به عنوان نمونه لهجه تركان ابيوردي ساكن در استان فارس، يكي از لهجه هاي زبان تركي است كه علي رغم سكونت متكلمين آن در جنوب ايران، در ميان گروه لهجه هاي خراساني زبان تركي و يا لهجه هاي مابين خراساني و آزربايجاني جاي داده ميشود. اين گروه لهجه اي منحصرا در ايران رايج است (در برخي منابع، از وجود گويشوران به تركي خراساني در مناطق جنوبي جمهوري تركمنستان ذكر شده است).



متكلمين به لهجه هاي آزربايجاني زبان تركي در خارج آزربايجان



در ايران متكلمين به لهجه هاي آزربايجاني زبان تركي در خارج آزربايجان را ميتوان به سه بخش تقسيم كرد:

١-گروههاي تاريخي پيش-آزربايجاني: اينها گروههاي تاريخي و بومي ترك هر منطقه اند كه از ديرباز، به ويژه در دوره امپراتوريهاي توركي غزنوي-سلجوقي-خوارزمشاهي-موغولي در اين نقاط سكونت نموده اند و به يكي از لهجه هاي پيش-آزربايجاني سخن ميگويند.

٢-گروههاي تاريخي آزربايجاني: گروههاي تاريخي و بومي ترك هر منطقه اند كه در دوره امپراتوريهاي تركي قاراقويونلو-آغ قويونلو-صفوي-افشاري در اين نقاط سكني گزيده و به يكي از لهجه هاي آزربايجاني سخن ميگويند. خاستگاه تباري و مسقط الراس همه گروههاي تاريخي آزربايجاني؛ تركيه (آزربايجان تركيه، همچنين مركز و غرب آن)، جمهوري آزربايجان، عراق-سوريه و آزربايجان جنوبي است.

٣-گروههاي مهاجر آزربايجاني: گروههاي مهاجر متكلم به لهجه هاي آزربايجاني اند كه در قرون نوزده و بيست و در دو دوره قاجار و پهلوي از آزربايجان جنوبي به اين نقاط مهاجرت نموده اند.

اغلب تركان خراسان و بخشهائي از تركان ايران مركزي (استان اصفهان، ....) از گروههاي تاريخي پيش آزربايجاني اند. در مورد بقيه تركان ساكن در جنوب و مركز ايران، هرچند بدنه اصلي اين دسته را گروههاي تاريخي آزربايجاني تشكيل مي دهند، اما آنها به لحاظ تباري و لهجه اي، در اصل تركيب سه گروه مذكورند، يعني اساس آنها را گروههاي تاريخي آزربايجاني كه با گروههاي تاريخي پيش-آزربايجاني و گروههاي مهاجر آزربايجاني آميخته شده اند تشكيل مي دهد.



سه حوزه عشايري خلق ترك:



عشاير ترك ساكن در ايران را مي¬توان در سه حوزه تقسيم بندي كرد. اين تقسيم بندي در انطباق با زيرگروههاي جغرافيائي خلق ترك ساكن در اين كشور مي باشد. گروههاي داخل در اين حوزه ها، تنها شامل آن بخش از خلق ترك است كه هنوز هويت ايلي خود را حفظ نموده اند. قابل ذكر است كه امروز صرفا بخش كوچك و تقليل يابنده اي از گروههائي كه هويت ايلي خود را همچنان حفظ نموده اند داراي حيات كوچرو مي باشند:

يك-حوزه عشايري شمال غرب و يا آزربايجان جنوبي: اين حوزه كه منطبق بر آزربايجان ائتنيك است شامل استانهاي آزربايجان غربي، آزربايجان شرقي، اردبيل، گيلان، همدان، تهران، قم، قزوين، زنجان، مركزي، كردستان و كرمانشاه مي¬باشد.

تعدادي از هويتهاي عشايري ترك اين حوزه عبارتند از: شاهسئوه¬ن (شاهسون)، قاجار، قاراپاپاق (قره پاپاق)، قاراداغلو (قره داغ)، قاراگؤزلو (قره گوزلو)، قاراقويونلو (قره قوينلو)، خدابنده¬لو (خارابانتو-خيرماندالي)، ياريم تاقلي (يارم طاقلو)، ....

تعدادي از ايلات ترك هنوز كوچنده در اين حوزه را ايلات شاهسون، قره داغ (ايل ارسباران)، قره پاپاق، شاهسون بغدادي، مغان و يارم طاقلو و .... تشكيل مي¬دهند.

دو-حوزه عشايري جنوب و جنوب غرب: اين حوزه شامل مناطق ملي فارسستان، عربستان، لرستان، لارستان و بلوچستان (شامل استانهاي چهار محال و بختياري، فارس، اصفهان، كهگيلويه و بويراحمد، بوشهر، يزد، خوزستان، كرمان، سيستان و بلوچستان و هرمزگان) مي باشد.

تعدادي از هويتهاي عشايري ترك اين حوزه عبارتند از: قشقائي، خمسه (ايناللو، بهارلو، نفر، ...)، افشار، بوچاقچي، آغاجري، قاجار، كنگرلو، چهرازي، لره¬كي، بهارلو، سيرجان، قرائي، گوندوزلو، رائيني، ....

تعدادي از ايلات كوچنده ترك اين حوزه جغرافيايي را ايلات قشقايي، خمسه، فارسيمدان، كشكولي، دره شوري، افشار، قرايي، بچاقچي و ... تشكيل مي¬دهند. اين حوزه، اكثريت عشاير كوچنده ترك كشور را در خود جاي داده است.

سه-حوزه عشايري شمال شرق: اين حوزه شامل استانهاي خراسان شمالي، خراسان جنوبي، خراسان رضوي، مازندران، گلستان و سمنان مي باشد.

تعدادي از هويتهاي عشايري ترك اين حوزه عبارتند از: گرايلو، قرائي، آينالو، مهينه¬اي، تميرلو، ناردين، گوداري، گوارسي، آلي ايلي، قاراقويونلو، بيات، قاراچورلو، ايمورلو، بوكانلو، جويانلو، بورانلو، قليجانلو، ...

جامعه تحليل رونده عشاير كوچنده ترك:

تا يك قرن پيش در ايران، تغيير و تحولات سياسي كلان كشور توسط دولتهاي تركي عمدتا آزربايجاني كه خانواده حاكمشان داراي منشاء ايلي بود مانند سلجوقي، ايلدنيزلي، قاراقويونلو، آغ قويونلو، صفوي، آفشار و قاجار رقم زده مي شد. در كل ايران نيز در قرن نوزده بيش از ٣٠ درصد از كل جمعيت كشور را عشاير كوچنده تشكيل مي¬داد. اما طي سده اخير به موازات تغييرات سياسي و اجتماعي در كشور، در نسبت سه الگوي زيستي عشايري، شهري و روستائي نيز دگرگوني حاصل شد. نتيجتا جامعه عشايري بتدريج جايگاه و سيطره نظامي، سياسي و اقتصادي خود در كشور را از دست داد، به صورت جامعه اي پيراموني و اقماري در آمد و به سرعت رو به اضمحلال رفت. بگونه¬اي كه بر اساس نتايج آمارگيري سال ١٣٦٦ توسط مركز آمار ايران، اكنون عشاير كوچنده با ٢٠٠،٠٠٠ خانوار عشايري كوچنده، و جمعيتي حدود ١،٣٠٠،٠٠٠ نفر صرفا ٢ درصد كل جمعيت كشور را به خود اختصاص مي¬دهند.

در همخواني با سير نزولي جمعيت عشاير كوچنده در كل ايران، وزنه جمعيتي عشاير كوچنده در ميان تركان نيز كاهش يافته است. در واقع در ميان ملل عمده ساكن در ايران، ملت ترك پس از فارسها داراي كمترين درصد عشاير كوچنده است. در حال حاضر ملل داراي بيشترين درصد منسوبيت ايلي و عشايري ايران به ترتيب نزولي عبارتند از ١-بلوچ، ٢-تركمن، ٣-عرب، ٤-كرد ٥-لر، ٦-ترك، ٧-فارس. درصد متوسط عشاير كوچنده ترك نسبت به كل جمعيت تركان منطقه در مقياس كل ايران حداكثر ٢-٣؛ در مقياس آزربايجان جنوبي اندكي كمتر از متوسط ٢-٣ درصد و در مقياس جنوب- مركز ايران اندكي بيشتر از آن است.



هفت زيرگروه اعتقادي ملت ترك:



ملت ترك ساكن در ايران را به لحاظ اعتقادي مي توان به شكل "ناباوران" (افراد غيرديني، ضدديني، ....) و "دين باوران" تصنيف نمود. به دليل تضييقات دولتي و نبود آزاديهاي اعتقادي-ديني-مذهبي در ايران تعيين دقيق تعداد "ناباوران" ترك غيرممكن است.

"دين باوران ترك" در ايران را مي توان به دستجات زير تقسيم كرد. از اين گروهها، دو مذهب جعفري و علوي قزلباشي از مصاديق "اسلام توركي" بوده و در ميان ملل غيرتورك ديده نمي شوند:

يك-جعفري: مذهب جعفري، قرائت تركي شيعه دوازده امامي متشرعه از اسلام اورتودوكس است. سه فرق اصلي اين مذهب با قرائت فارسي شيعه دوازده امامي متشرعه و يا مذهب امامي عبارت است از عدم اعتقاد مذهب جعفري به عصمت امامان شيعي، قائل نبودن به امتيازات صنف روحاني و در راس آنها ولايت فقيه و باور به لزوم جدائي دين از امور دولتي. تخمين زده مي شود كه اكثريت مطلق تركان ايران بر اين مذهب بوده باشند. جعفريان ترك در معرض تضييقات سيستماتيك جمهوري اسلامي قرار دارند.

دو-علوي: اين گروه بازماندگان تركان قزلباش در تاريخ است. "قزلباشي-بكتاشي" قرائت تركي شيعه دوازده امامي متصوفه از اسلام هترودوكس است (در مقابل قرائت ايراني-كردي شيعه دوازده امامي متصوفه كه "اهل حق" نام دارد). فرق عمده مذهب علوي با شيعه دوازده امامي متشرعه، عدم اعتقاد علويان به شريعت اسلامي است. تخمين زده مي شود كه بين ١٠ تا ٢٠ در صد تركان ساكن در ايران بر اين مذهب بوده باشند. علويان ترك كه در ايران با نامهاي گوناگون (قيرخلار، قاراقويونلو، آبدال بيگ، صوفولار، شاملو، علي اللهي، سير طاليبي، يئدديلر، قارداش، شاغي، آتش بيگ، ...) شناخته مي شوند در سراسر آزربايجان و بخشهائي از خراسان پراكنده اند. اكثريت مطلق تركان آزربايجاني به شمول همه طوائف تاريخي ترك مانند شاهسئوه¬ن، افشار، بيات، قاراقويونلو، بهارلو، قشقائي و .... ابتدائا بر اين مذهب بوده اند. علويان ترك در معرض تضييقات سيستماتيك جمهوري اسلامي قرار دارند.

سه-سني: تركان سني عمدتا در استان آزربايجان غربي (در اورميه، سلماس، خوي، ... و اطراف آنها) و قسما در استان اردبيل و گيلان ساكن اند. رايج ترين نام آنها در استان آزربايجان غربي "كوره سونني" است. تعداد تركان سني بين ١ تا ٣ درصد كل تركان ساكن در ايران است. اين دسته اكثرا شافعي و برخي حنفي، هر دو از مذاهب اسلام اورتودوكس اند. در خارج ايران ٣٠ در صد تركان جمهوري آزربايجان و اكثريت مطلق تركان آزربايجاني تركيه سني مذهب اند. سنيان ترك در معرض تضييقات سيستماتيك جمهوري اسلامي قرار دارند.

چهار-جريانات پراكنده باطني، تصوفي، وحدت وجودي: اين گروهها گذار از شيعه متصوفه از اسلام هترودوكس به شيعه متشرعه از اسلام اورتودوكس (و يا عكس آن) را نشان مي دهند. ذهبيه، وحدت وجوديها، شيخيه، خاكساريه، نعمت اللهيه، مولويه، ...... را مي توان در اين دسته جاي داد. تعداد دقيق پيروان اين فرق و طريقتها كه اكثرا در شهرهاي بزرگ طرفداراني دارند معلوم نيست. همه اين دسته جات در معرض تضييقات سيستماتيك جمهوري اسلامي قرار دارند.

پنج-بهائي: دين بهائي انشعابي از شيعه دوازده امامي متشرعه است. تعداد دقيق تركان بهائي در آزربايجان و ديگر نقاط ايران دانسته نيست. اما شمار آنان پس از تاسيس جمهوري اسلامي و آغاز تضييقات سيستماتيك و قتل و كشتارهاي خياباني بهائيان توسط عوامل دولتي و بنيادگرايان امامي و فرار و مهاجرت گروهي بهائيان به خارج كشور به شدت كاهش يافته است.

شش-امامي: مذهب امامي قرائت فارسي شيعه امامي متشرعه از اسلام اورتودوكس است. فرق عمده مذهب فارسي امامي با مذهب تركي جعفري، اعتقاد گروه نخست به عصمت امامان، امتيازات صنف روحاني از جمله ولايت فقيه و در هم آميزي امور ديني و امور دولتي است. مذهب امامي در ميان تركان پديده اي نوظهور است. رواج اين مذهب در ميان تركان ساكن در ايران، تناسب مستقيم با آسيميلاسيون و فارسسازي آنها دارد. نخستين اماميان از تركان آزربايجان به تعداد انگشت شمار در عصر صفوي – علي رغم آنكه نه طريقت صفويه و نه بنيانگذاران دولت صفويه شيعه امامي نبوده اند- پديدار شده اند. سپس در دوره قاجار - تاسيس شده توسط ايل تركي آزربايجاني قاجار كه خود بر مذهب تركي قزلباشي بود- گروهي بومي معتقد به اين مذهب در ميان تركان پديد آمد كه در آغاز از روحانيون امامي و خانواده هاي آنها تشكيل مي شده اند. در عصر دو دولت فارس پهلوي و جمهوري اسلامي مذهب فارسي امامي به سرعت در ميان صنف بازاري و برخي طبقات محروم شهري ترك گسترش يافت. پس از تاسيس جمهوري اسلامي، رايج ساختن اجباري مذهب امامي و تبديل جبري مذهب تركان جعفري، علوي، وحدت وجودي، بهائي و .... به اين مذهب فارسي، از سياستهاي راهبردي دولت جمهوري اسلامي براي آسيميلاسيون تركان ساكن در ايران و ساختن "ملت ايران" (فارسي زبان، امامي مذهب) بوده است. از اينرو مذهب فارسي امامي در ميان تركان را مي توان به عنوان مذهبي استعماري و هكذا نمايندگان ولايت فقيه و حوزه هاي علميه امامي را به عنوان عمال و پايگاههاي استعمار فارسي در آزربايجان توصيف نمود.

هفت-مسيحي: در ايران ترك مسيحي وجود ندارد. اما بخشي از دياسپوراي تركان آزربايجاني ساكن در عراق (موسوم به توركمان) بر دين مسيحي اند. اين گروه كه سابقا تعداد آنها سي هزار تن بود و در شهر كركوك اقامت داشتند با نام "قالا گاوورو" شناخته مي شدند.



زيرگروههاي كشوري ملت ترك



همانگونه كه ذكر شد، مراد از "خلق ترك" در اين نوشته، تركزبانان متكلم به "شاخه شرقي توركي اوغوز غربي" است. ("شاخه غربي توركي اوغوز غربي" كه توده تركزبان مركز و غرب تركيه، بالكان، قبرس و .... را شامل مي شود نيز "تركي" نام دارد). مرزهاي سياسي بين المللي توده متكلم به "شاخه شرقي توركي اوغوز غربي" را بين چند كشور همسايه تقسيم كرده است، يعني وضعيتي مشابه توده كردزبان كه بين چندين كشور خاورميانه تقسيم شده است. محل اسكان اين توده تركزبان، نخست بين دو دولت عثماني و صفوي-افشار-قاجاري تقسيم گرديده، سپس با ورود روسيه به صحنه بخشي از آن در قفقاز به قلمرو دولت تزاري ضميمه شده است. با فروپاشي عثماني، قسمتهائي از آن در كشورهاي تركيه، عراق، سوريه، اردن، لبنان و بعدها اسرائيل و پس از تجزيه اتحاد جماهير شوروي بخشهائي از آن در كشورهاي آزربايجان، ارمنستان، گرجستان و روسيه (داغستان) قرار گرفته است. بسياري از اين گروهها در كشورهاي مذكور و حتي در يك كشور خاص با نامهاي گوناگون (ترك، آزربايجانلي، آزري، توركمان، قشقائي، افشار، كوره سونني، ....) خوانده مي شوند، وضعيتي مشابه آسوريان كه به دليل تفرق و اشتقاق ملي علاوه بر آسوري به نامهاي گوناگوني چون آشوري، كلداني، يعقوبي، سرياني و .... ناميده مي گردند.

به همه حال تركان متعلق به شاخه شرقي توركي اوغوز غربي و يا "ملت ما" همه داراي هويت ملي واحدي بوده و عضو يك ملت اند. پاره هاي اين ملت امروزه در كشورهاي زير ساكن است (گروههاي مستقر در جنوب و شمال شرق ايران، آخيسقا-مئسخئت، افغانستان و كشورهاي عربي در شمار دياسپوراي تركان اند):

يك-ايران: اين زيرگروه همه تركزبانان ساكن در ايران كه به يكي از لهجه هاي آزربايجاني، سنقري و خراساني صحبت مي كنند را شامل مي شود.

دو-قفقاز: اين زيرگروه همه تركزبانان ساكن در قفقاز كه در دوره حكومت شوروي اصطلاحا و در راستاي سياستهاي استعماري روسيه به نادرستي "آزربايجانلي" خوانده مي شدند را شامل مي گردد و مشتمل است بر تركان آزربايجان، گرجستان، ارمنستان (قبل از ديپورت شدن) و داغستان روسيه. اكثريت دين باوران اين گروه جعفري و بخشي سني مذهب است.

سه-آخيسقا-مئسخئت: موطن اين زيرگروه كه اصلا آميخته اي از تركان آزربايجاني قفقاز و تركان آزربايجاني تركيه است كشور گرجستان مي باشد. اكثريت دين باوران اين گروه سني و بخش كوچكي علوي مذهب است.

چهار-شرق تركيه: اين زيرگروه عمدتا تركزبانان ساكن در ناحيه موسوم به آزربايجان تركيه مركب از استانهاي ايغدير، قارس، آرداهان، ارزروم، گوموشخانا، بايبورت و ارزينجان را شامل است. اكثريت دين باوران اين گروه سني، بخشي علوي و گروهي كوچك نيز جعفري مذهب است.

پنج-عراق-سوريه-اردن-لبنان-اسرائيل: اين زيرگروه همه تركزبانان كشورهاي عراق، سوريه، اردن، لبنان و اسرائيل را شامل مي گردد. اكثر اين گروهها به ويژه در عراق با نام "توركمان" شناخته مي شوند. به تقريب نيمي از دين باوران اين گروه سني و نيمي علوي مذهب است.

شش-افغانستان: در اين كشور گروه بسيار كوچكي از تركان آزربايجاني بنام افشار در هرات و كابل و احتمالا قندهار ساكن اند. افشارها بخشي از توده بسيار بزرگتر قزلباشها در اين كشور مي باشند. به جز افشارها، همه قزلباشهاي ساكن در افغانستان تغيير زبان داده و تاجيك زبان شده اند.



پان ايرانيسم و پان توركيسم



-هنگامي كه از ملت ترك ساكن در ايران سخن گفته مي شود منظور صرفا كساني هستند كه زبان مادري و ملي تاريخيشان يكي از سه لهجه "آزربايجاني" (شامل قشقائي، ايناللو و .....)، "سنقري" و "خراساني" زبان تركي، و نه مثلا يكي از زبانهاي تركمني، ازبكي و قزاقي است. در ايران "ملت ترك" غير از "ملت تركمن" و "قزاق" است. حتي خلق "ترك" و خلق "خلج" كه در بخشهاي جنوب شرقي آزربايجان جنوبي ساكن است، دو گروه ملي توركي خويشاوند اما جداگانه اند.

-هنگامي كه از ملت ترك سخن گفته مي شود منظور صرفا متكلمين به شاخه شرقي توركي اوغوز غربي است. امروزه در جهان دو ملت با نام ملي "ترك" وجود دارد: يكي شاخه شرقي توركي اوغوز غربي به وجهي كه در بند يكم ذكر شد و ديگري شاخه غربي توركي اوغوز غربي كه شامل تركان تركيه مركزي و غربي، بالكان و قبرس است (توركي اوغوز شرقي، زبان تركمني است). اين دو گروه علي رغم آنكه به دو لهجه يك زبان واحد سخن مي گويند، نام ملي هر دويشان "ترك" است و به لحاظ زباني و فرهنگي و تباري نزديكترين ملل به يكديگرند، به دلائل بسيار تاريخي، زبان شناسي، جامعه شناسي و سياسي دو ملت و دو هويت ملي خويشاوند اما جداگانه اند، مانند "عرب" كه نام ملي چند ملت متفاوت اما خويشاوند در خاورميانه و شمال آفريقا مي باشد.
-تقسيم شدگي لهجه اي و جغرافيائي و چندپارگي خلق ترك توسط مرزهاي بين المللي و سيستمهاي اعتقادي واقعيتي تاريخي است. اين تقسيم شدگي و چندپارگي به دليل نبود دولت واحد فراگير در تاريخ اخير كه چتر حاكميت خود را بر همه اين زيرگروهها بگستراند و نيز فقدان ذهنيتي در ميان نخبگان و روشنفكران گروههاي مذكور كه وحدت ملي آنها را درك و تقويت نمايد تشديد شده است.

-با اينهمه، همه تركزبانان منسوب به شاخه شرقي توركي اوغوز غربي ساكن در ايران و منطقه فارغ از لهجه، طائفه، اعتقاد، استان و يا كشور محل سكونت و .... اعضاء و افراد يك گروه ملي بنام "ملت ترك" اند. همانگونه كه همه ارمنيان ايران، منطقه و حتي جهان و يا كردهاي ايران و منطقه منسوب به يك ملت با نامهاي به ترتيب ارمني و كرداند.

-دسته بندي و تجزيه هويتي، ملي، زباني، فرهنگي و سياسي تركزبانان منسوب به شاخه شرقي توركي اوغوز غربي تحت نامهاي "ملت آزربايجان"، "تركان ايراني"، "ايرانيان آزري زبان"، "قوم قشقائي"، "طائفه افشار"، "فرقه اهل حق" و .... سياستي استعماري و در دشمني آشكار با ملت ترك و هويت و منافع ملي آن است.

-مراكز استعماري غربي، روسي و فارسي تلاش بسيار گسترده اي را انجام داده و مي دهند تا زيرگروههاي لهجه اي، جغرافيائي، اعتقادي، طائفه اي و استاني ملت ترك ساكن در ايران و يا زيرگروههاي كشوري خلق ترك را به اقوام و گروههاي ملي جدا و متفاوت تجزيه و بدل سازند.

-پان ايرانيسم كه بر مبناي انكار هويت ملي ملل ساكن در ايران بنياد گذارده شده، يكي از انديشه هائي است كه ملت بودن تركان شاخه شرقي توركي اوغوز غربي را انكار مي كند و از اين رو نيز انديشه اي ضدملي و ضدتركي است.

-پان ايرانيسم كه انديشه اي زائيده استعمار فارسستان بوده و ايدئولوژي رسمي دولت ايران است علاوه بر دولت ايران و پان ايرانيستهاي آشكار، از سوي برخي از آزربايجانيان مدافع پان ايرانيسم نقابدار چپگرا (سيروس مددي) و راستگرا (مرتضي نگاهي) نيز در لفافه گفتمانهاي ديگر تبليغ و مدافعه مي شود.

-تلقي و تقديم تركزبانان منسوب به شاخه شرقي توركي اوغوز غربي ساكن در ايران به عنوان اقوام و گروههاي ملي متفاوت و جدا يكي از اصلي ترين و دقيقترين معيارها براي شناخت پان ايرانيستهاي نقابدار و مدافعين سياستهاي استعماري فارسي و روسي در ميان تركان و آزربايجانيان است. هر انديشه، گروه، شخصيت و ... كه معتقد به جدائي ملي و ائتنيكي زيرگروههاي تركزبانان ساكن در ايران و منطقه- به وجهي كه گذشت- باشد، يا پان ايرانيستي آگاه است و يا متاثري ناآگاه از پان ايرانيسم.

-اگر امروز در داخل و خارج ايران كسي يافت نمي شود كه ادعا كند كردهاي ساكن در غرب ايران و شمال شرق ايران (خراسان) و حتي كردهاي ساكن در ايران و تركيه و عراق و سوريه و قفقاز هر كدام براي خود اقوام و ملل جداگانه اي اند، اين در سايه تلاش گسترده نخبگان و مجاهدات روشنفكران كرد براي خودشناسي، تثبيت هويت مشترك و واحد كردي و شناساندن موفقيت آميز اين خود و هويت به توده كرد و جهانيان است.

-امروز اگر دول استعماري، دولت ايران، ناسيوناليسم فارسي و پان ايرانيستهاي آزربايجاني آشكار و نهان همچو سيروس مددي و مرتضي نگاهي مي توانند ادعا كنند كه تركان استانهاي آزربايجان شرقي و غربي اقوامي جدا از تركان استانهاي همدان و مركزي، و اين دو نيز جدا از تركان ساكن در جنوب ايران و عراق و قفقاز و سوريه و تركيه و .... كه خود آنها هم هر كدام اقوام جداگانه اي اند مي باشند، اين صرفا در اثر غفلت نخبگان و روشنفكران ترك در امر خودشناسي، تثبيت هويت مشترك و واحد تركي و ناكامي در شناساندن اين خود و هويت به توده ترك و جهانيان است.

-انديشه اي كه در ميان برخي از كمونيستهاي آزربايجاني روسگرا و روسزده مانند سيروس مددي طرفداراني داشته و صرفا بخشي از ترك زبانان ساكن شمال غرب ايران را "ملت آزربايجان-آزربايجانلي" مي نامد، در اساس انديشه اي استعماري ساخته روسيه و رايج شده توسط چپ فارس و عمال ترك آنها در ايران است. اين انديشه استعماري، ارتجاعي و فاشيستي، عليرغم آنكه طرفداران آن خود را مترقي و دمكراتيك مي خوانند، در همسوئي تمام با انديشه ارتجاعي، فاشيستي و استعماري ديگر يعني پان ايرانيسم قرار دارد.

-يكي ديگر از انديشه هائي كه ملت بودن تركان ساكن در ايران را انكار مي كند، پان توركيسم است. اين انديشه كه سي و اندي ملت و گروه ملي تورك معاصر را ملت واحدي گمان مي كند، در تحليل نهائي انديشه اي ضدملي و ضدتركي است زيرا بسان پان ايرانيسم ملت عليحده بودن تركان منسوب به شاخه شرقي توركي اوغوز غربي را نفي مي نمايد.

-پان توركيسم و پان ايرانيسم در انكار استقلال ملي و وحدت ملي تركان منسوب به شاخه شرقي توركي اوغوز غربي و يا ملت ترك وحدت نظر دارند.

گرچه يه هو!!!!

Wednesday, November 12, 2008

حسن ستاری دانشجوی آزربایجانی ربوده شده در قم

آخرین اخبار از وضعیت حسن ستاری دانشجوی آزربایجانی ربوده شده در قم

میللی حرکت چهار شنبه ۲۲ آبان ۱۳۸۷: قم: حسین ستاری دانشجوی میانه ای دانشگاه مفید قم به گفته شاهدان عینی بعد از ظهر دوشنبه بیستم آبان توسط ماموران امنیتی رژیم دستگیر و به مکان نا معلومی منتقل شده وتا این لحظه هیچ خبری از وضعیت وی در دست نمی باشد. لازم به ذکر است که نامبرده از جمله فعالان حرکت ملی آزربایجان می باشد که تا کنون چندین بار دستگیر شده وسابقا نیز توسط مسئولین دانشگاه به اتها م فعالیتهای هویت طلبانه به دو ترم تعلیق از تحصیل محکوم شده است

Tuesday, October 14, 2008

GÜNEY AZERBAYCANIN KUM (QUM) KENTİNDE 13 KİŞİLİK AŞIKLAR GURUBU HABS EDİLDİ

GÜNEY AZERBAYCANIN KUM (QUM) KENTİNDE 13 KİŞİLİK AŞIKLAR GURUBU HABS EDİLDİ...

SUÇLARI TÜRK GELENEĞİ AŞIKLIĞI YAŞATMAK!!


Gurubun 20 gün içinde 40 bin den fazla CD-'sinin satılması İran rejimini kızdırdı....

QayNar: İranın Kum şeherinde faaliyyet gösteren bir qrup azerbaycanlı musikici habs olunub.

Yerel kaynaklardan "Qaynar.info"-ya verilen bilgiye göre, ETTELAAT kuvvetleri 13 kişilik Aşık gurupunu habs etti.

Bele ki, bu Aşık gurupu 40 gün evvel "eşayir" studiyada Azerbaycan mahnılarından ibaret iki CD doldurdular. Bu CD-ler 20 gün de 40 binden çok satıldı ve Kum şehrinde böyük sevinç ile karşılandı. Bundan dolayıda ETTELAAT kuvvetleri bundan rahatsız oldu ve bütün gurubu haps etti.

Hatırlatalım ki, haber bu gün yayılsa da qrup üyeleri eylül ayının 23-de habs edilib ve bu güne kadar de nerede tutulduklarına bağlı bilgi yoktur.
Habs olunanların adlarını taakdim ediyoruz:

1- Aşıq Ekber Qulamı
2- Aşıq Mehdi Sedri
3- Aşıq Mehemmed Sehrayi
4- Aşıq Huseyin Heqiqi
5- Aşıq Eynullah Ezizi
6- Hesen Yaver Qerenli
7- Aşıq Ebbas Zend
8- Emir Qerenli
9- Eli Qerenli
10- Huseyin Kerimi
11- Mecid Mehdilu
12- Mehemmedrza Ruhita
13- Hesen Ebbasi


// T.İsmayılov, QayNar

Kaynak : http://news.qaynar.info/?mod=view&id=1896

Tarih: 12.10.2008 Saat: 11:12 Gönderen: arazdergisi

Sunday, October 05, 2008

دو کتاب در موضوع محیط فرهنگی قم و ساوه آزربايجان

دو کتاب در موضوع محیط فرهنگی قم و ساوه آزربايجان

معرفی کتاب

ضمن تبریک عید بزرگ مسلمین، عید فطر، به معرفی دو کتاب در موضوع محیط فرهنگی قم و ساوه پرداخته، مطالعه آنها را به علاقه مندان و محققین فرهنگ ترکی توصیه می نماییم. علت درج این مطلب در وبلاگ حکیم تیلیم خان اشاراتی است که در کتب مذکور به آن حکیم شده است.



نام كتاب: فرهنگ مردم كوهپايه ساوه

محقق و مولف: عبدالله سالاري

انتشارات سازمان ميراث فرهنگي كشور

تهران- 1377- تلفن: 88895276


كتاب فوق حاوي اطلاتي در زمينه مردم­شناسي دهستان كوهپايه(قوپايا) از توابع بخش نوبران شهرستان ساوه استان مركزي ميباشد. محقق در اين كتاب به معرفي برخي شخصيتهاي معنوي و فرهنگي و ادبيات شفاهي مردم منطقه نيز پرداخته است كه از جمله آنها مي­توان به اشعاري از شعراي ذيل اشاره نمود: شاه­اسماعيل، خسته قاسم، تيليم­خان، ميرزا فتح الله فقير قيرميزيني و همچنين اشعاري از داستان­هاي اصلي-كرم، داستان ورقه، داستان صيدي و ... . (صص 357-339)

يك بند از اشعار حكيم تيليم­خان در كتاب مذكور:

"اي آقالار بير مجلسه واراندا

ياخشي اوتور ياخشي دانيش ياخشي­دور

دينديرسه­لر معرفت­دن وئر خبر

گؤرن دئسين بارِک­الله ياخشي دور" (ص348)



نام كتاب: تاريخ فرهنگي ايل شاهسون بغدادي

نويسنده: دكتر عطاء­الله حسني

انتشارات ايل شاهسون بغدادي

تهران- 1381- تلفن انتشارات: 88032710


كتاب فوق حاوي اطلاعاتي در زمينه فرهنگ ايل شاهسون بغدادي در حوزه فرهنگي قم- ساوه مي باشد

"آغ دئوه­م دوزده قالدي

يوكو تبريزده قالدي

اوغلان يارالي گئددي

درماني قيزده قالدي" (ص 17).

مولف همچنين كتاب خود را به خلاصه­اي از داستانهاي زير مزين نموده است: ورقه و گلشاه-معصوم و افروز-صيدي و پري خانم-شاه­اسماعيل و گلزار خانم-طاهرميرزا و زهره خانم-بهرام و گلندام-تيليم خان و مهري خانم-كرم و اصلي-غريب و شاه­صنم-عباس و گلگز-كوراوغلو-واقعه اسعدنظام-محمد و پري- خسته قاسم و لزگي احمد-دوخارخانلي عباس و ...(صص 138-86).

+ نوشته شده در سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 14:34 توسط ساوجی اوغلو |

مسئله آذربایجان به صورت راسته حسینی / سید حیدر بیات

مسئله آذربایجان به صورت راسته حسینی / سید حیدر بیات
خزل آی ۱۴, ۱۳۸۷


دو سه هفته پیشتر بحثی بین سایت پیک نت و دوست شاعرم جناب اسماعیل جمیلی در گرفته بود مبنی بر اینکه نویسندگان آذربایجان در تهران چرا دستگیر شده‌اند؟ بنده نیز قاتی ماجرا شده و یادداشتی به پیک نت فرستادم. پیک نت یادداشت مرا به صورت کامل منتشر کرد، اما تیتری را به آن افزود که تمام رشته‌های نگارنده را پنبه نمود. بنده توضیح داده بودم که اکثر نویسندگان آذربایجانی پس از تبریز در تهران زندگی می‌کنند و بیشتر محصولات نشریات ترکی نیز در تبریز و تهران تولید و منتشر می‌شود و تیتر پیک نت این بود: تولید فرهنگی از تهران برای آذربایجان.

این تیتر تداعی‌گر این معنا بود که تولیدات فرهنگی آذربایجانی در تهران مشتری ندارد و فقط تولید می‌شود و مشتریان آن در آذربایجان هستند. نگارنده قصد نداشت که به این شیطنت یا سوء تفاهم پیک‌نتی پاسخ بگوید، لیکن خواندن یک مقاله در شرق اوسط انگیزه‌ای شد برای پیگیری دوباره ماجرا. منتها نه برای اینکه پاسخی برای کسی داده باشم بلکه برای اینکه حقیقت مسئله آذربایجان واقعا برای دوست و دشمن روشن گردد و بالاخره اصحاب رسانه و سیاست بدانند که اصل این قضیه چیست.

ابتدا بهتر است توضیح مختصری در مورد مقاله‌ شرق اوسط بنویسم. عنوان مقاله به عربی چنین است: غیاب عربی فی القضیه الکردیه (غیبت عربی در مسئله کرد) به قلم آزا حسیب قرداغی.
این مقاله توضیح میدهد که مسئله کرد در عراق که اکنون برای مردم عراق و جهان عرب تا این اندازه حاد می‌نماید یک مسئله امروزی نیست بلکه سابقه دهها ساله دارد اما جهان عرب و سیاستمداران و رسانه‌های عربی یا آن را ندیده‌اند یا به سادگی از کنار آن گذشته‌اند و این مسئله سبب شده است که کردهای عراق در غیاب حساسیت‌ جهان عرب هزینه‌های بسیاری را متحمل شوند و…

این مقاله جهان عرب را متهم می‌کند و جهان عرب جوابی جز شرمساری و قبول آن ندارد، به گونه‌ای که شرق اوسط این سند - و این داغ تغافل را که نویسنده به پیشانی جهان عرب می زند- منتشر می کند.

با خواندن این مقاله به یاد وضعیت امروز آذربایجان افتادم و اینکه هنوز رسانه‌های فارسی تصور روشنی از مسئله آذربایجان ندارند و باید اندکی بیشتر در این مورد درنگ نمود و برای آنان توضیح داد.

اما توضیح مسئله: چیزی که اینروزها از آن با عنوان حرکت ملی آذربایجان نام برده می‌شود سابقه‌ای حدودا ۱۰۰ ساله دارد. مرحوم میرزا حسن رشدیه، پدر مدارس نوین ایران و به تعبیر فرهنگ معین «پدر فرهنگ ایران»، برای مدارس جدید خود که برای نخست بار در ایران تاسیس کرده بود. سه کتاب تالیف کرد. یکی از این کتابها به زبان عربی، دیگری به زبان فارسی و سومی به زبان ترکی با نام وطن دیلی، و این کتابها در مدارس جدید تدریس شدند. جبار باغچه‌بان نیز کتاب شعری برای کودکان به زبان ترکی با نام «پروانه نئجه قیزدی» دارد که احتمالا برای آموزش در مدارس استنایی آن زمان تدارک دیده بود.

بعد از به قدرت آمدن رضا شاه اما زبان ترکی ممنوع شد و کار رشدیه در این زمینه ناتمام ماند. بعد از رضا شاه و در اوایل حکومت محمد رضا شاه نیز مسئله فرقه دموکرات آذربایجان پیش آمد. در زمان حاکمیت فرقه زبان رسمی در آذربایجان ترکی بود، و حتی کارنامه‌هایی که در آن زمان برای دانش آموزان صادر شده است نیز به زبان ترکی است. بعد از شکست فرقه، سنت ترکی نویسی و ترکی خوانی در آذربایجان - با افت و خیزهایی که دارد – هماره وجود داشته است، لیکن به مثابه آتش زیر خاکستری تا زمان انقلاب پنهان ‌ماند. در اوایل انقلاب دوباره این مسئله مطرح شد و نشریات چندی از جمله نشریه وارلیق و یولداش منتشر شدند، لیکن با شروع جنگ ایران و عراق دوباره مسئله فروکش کرد لیکن مجله وارلیق همچنان و تا به امروز منشتر میشود و یکی از معروفترین نشریه‌ها نه تنها در آذربایجان بلکه در تمام کشورهای ترک زبان است.

بعد از جنگ این مسئله دوباره مطرح شد و در اواخر ریاست جمهوری آقای هاشمی رفسنجانی به اوج خود رسید. با آمدن سید محمد خاتمی نشریات بسیاری اعم از نشریات دانشجویی و نشریات استانی به صورت دوزبانه و هر ازگاهی تک زبانه به ترکی منتشر می‌شوند. دولت ابتدا با یک نگاه فانتزی به این مسئله نگاه می‌کند لیکن مسئله رفته رفته جدی و جدی‌تر میشود. در کنار این ماجراها مسئله همایش سالانه قلعه بابک و پخش‌سی‌دی‌های تصویری آن در بین مردم و اخبار آن از انترنت حاکمیت نیز برخوردهای خود را تشدید می‌کند.

اینها مسائلی از آذربایجان بودند که اکثر رسانه‌های فارسی کم و بیش نسبت به آن آگاهی دارند. لیکن مسئله‌ای که میخواهم مطرح کنم چیزی غیر از این است و آن جغرافیایی است که این مسئله در آن اتفاق می‌افتد. اکثر مردم و از جمله احتمالا گردانندگان سایت پیک نت فکر می‌کنند که آذربایجان در چهار استان آذربایجان شرقی، غربی، اردبیل و زنجان خلاصه شده است. اما این دوستان به دو مسئله توجه ندارند. نخست اینکه پراکنش جمعیت ترکان از مرزهای غربی آذربایجان تا تهران و قم ادامه دارد. به عبارت دیگر مابین تبریز و تهران و تبریز و قم روستاهای ترک زبان بومی به صورت لاینقطع وجود دارند که شامل روستاهای ترک زبان قزوین، کرج، همدان، بوئین‌زهرا، ساوه، شهریار، اراک و خود قم هستند و بنده بسیاری از این روستاها را از نزدیک دیده‌ام. حتی در بخشهای جنوبی، و شرقی قم یعنی در دو سوی جاده قم و کاشان نیز روستاهای ترک زبان وجود دارند. این ترکهای بومی که زمانی خود را ترک غیر اصیل می‌دانستند امروزه به برکت وجود اینترنت و نشریات و احیانا رادیوها و ماهواره‌ها و نیز حضور دانشجویان و سربازان این مناطق در بین سایر ترکان آذربایجان، اینک خود را یک ترک درجه دوم نمی‌دانند و نسبت به هویت و زبان ترکی خود حساس هستند. در میان ۱۹ نویسنده و روشنفکری که در تهران و به همراه مهندس صرافی دستگیر شده‌اند، نام حسین حیدری نیز به چشم میخورد. حسین حیدری از ترکان قزوین و صاحب امتیاز نشریه دوزبانه دانشجویی اولوس بود و خود همین نشان می‌دهد که گستره جریان موسوم به حرکت ملی آذربایجان چه قدر گسترده است. علاوه بر آن میتوان به شهر قم اشاره کرد. در این شهر بیش از چهار استریوی ترکی فعالیت می‌کنند که عمدتا محصولات عاشیقی و موسیقی ترکان بومی منطقه را تامین می‌کنند و بیش از صد عاشیق و نوازنده شاهسون و … در قم، ساوه و سایر مناطق تهران، قزوین، همدان و مرکزی زندگی می‌کنند که برای اینکه حرف بی‌مدرکی نزده باشم دوستان می‌توانند به مقاله «قم، ساوه عاشیق محیطی» که در سایت اینجانب منشتر شده است مراجعه نمایند و در همین روزها گویا تضییقاتی نسبت به برخی از عاشیقهای قم از جمله عاشیق محبوب و جوان، اکبر غلامی صورت گرفته است.

شاخص‌ترین نماد هویت‌خواهی ترکان این منطه مراسم سالانه بزرگداشت حکیم تیلیم‌خان ساوه‌ای است که هر ساله در آخر تیر ماه در زادگاه این شاعر واقع در روستای مراغه ساوه برگزار می‌شود امسال بیش از دوهزار نفر در آن شرکت کرده‌ بودند که از سوی بعضی‌ ناظران این مراسم آلتیرناتیو تجمع سالانه قلعه بابک تلقی شد، اگر چه این مراسم با مراسم قلعه بابک یک تفاوت ماهوی دارد.

مسئله دوم اما مسئله ترکهای مهاجر از آذربایجان است. سیاست تمرکز گرایی که در دوران پهلوی دنبال شد و به تبع آن اکثر کارخانه‌ها و شرکت‌های تولیدی در تهران و اطراف احداث گشت. این مسئله موجب شد که سیل مهاجران از آذربایجان به تهران، قم، کرج و قزوین سرازیر شود. در ادامه همین سیاست است که اکنون آنگونه که در مصاحبه آقای موسوی تبریزی که در پیک نت هم درج شد آمده بود: امروزه حدود ششصد هزار نفر از ساکنان قم را ترک‌زبانها تشکیل می‌دهند. در تهران و کرج و قزوین نیز وضعیت به همین منوال است. به تعبیر رضا براهنی که روی این تعبیر اصرار نیز دارند: «تهران بزرگترین شهر آذری نشین جهان است». در تهران، کرج، قم و سایر شهرهای نزدیک پایتخت گاه شهرکهایی وجود دارند که بیش از نود و پنج درصد آن را ترک زبانها تشکیل می‌دهند. تبعا قضیه به اینجا نیز ختم نمی‌شود ترکان قشقایی، ترکان گچساران، ترکان فریدن اصفهان، ترکان خراسان شمالی و… همه جمعیت معتنابهی هستند که امروزه مسئله هویت برایشان جدی شده است و دیگر مسئله حرکت مدنی آذربایجان در چهار استان آذربایجانی خلاصه نمی‌شود.

در چنین شرایطی وظیفه رسانه‌ها و روشنفکر طبیعتا ندیدن این مسئله و سکوت در قبال آن نیست. بلکه پرداختن به آن و یافتن راه حلهایی هست که شهروندان ایرانی را با کمترین خطر از این مرحله به مراحل بعدی سوق دهد. پذیرفتن هویت ترکی ترکهای ایران، و به رسمیت شناختن زبان، تاریخ و… از جمله فاکتورهایی است که باید به آن اهمیت داده شود. نپذیرفتن مسئله اما تبعاتی دارد که آن خود بر اهل خرد پوشیده نیست. چیزی که یاد‌آوری آن خالی از لطف نخواهد بو آن است که امروزه برای برخورد با مسئله آذربایجان حکومت ایران از سوی گروههای مختلفی در فشار است. یعنی گروهها و اشخاصی در اپوزسیون هستند که جمهوری اسلامی را برای برخورد با فعالان آذربایجانی تشویق می‌کنند و حتی تحت فشار رسانه‌ای و تبلیغاتی قرار می‌دهند. اگر موضع این گروهها نسبت به این مسئله تعدیل شود بعید نیست که موضع جمهوری اسلامی نیز تعدیل شود و مطمئنا هیچ کس از این تعدیل زیان نخواهد دید.

Saturday, August 30, 2008

بیزیم ائللر



بیزیم ائللر

استریو عشایر قم اخیرا آلبومی با عنوان "بیزیم ائللر " منتشر نموده است. در این آلبوم دو قطعه از اشعار حکیم تیلیم خان توسط عاشیق مسیح الله رضایی و عاشیق مهدی صدری اجرا شده است.

سایر خوانندگان این آلبوم: اکبر غلامی، عاشیق محمدعلی صحرایی، حسین حقیقی، مجيد مهدی لو و ...


مينّت چکمک گرک سنين تک مرددن
هزاران درديمين داواسي سنسن
درد- ظاهير, باطينيمين علاجي
منيم تک مريضين شفاسي سنسن

....

*****

ايستيرم من گئدم ديار به ديار
گؤيول وطنيندن ال چکه بيلمز
بوٍلبول نئجه چکسين گوٍلون قهريني
بوٍلبولون قهريني گوٍل چکه­بيلمز

.....

بير ايگيده شاه- مردان يار اوْلا
آياقدان ياپيشا ائل چکه بيلمز

تلفن هاي استریو عشایر قم: ۰۲۵۱۶۶۲۳۰۶۰ و ۰۲۵۱۸۸۴۹۰۲۳ و ۰۹۱۲۱۵۳۸۶۴۸

Thursday, July 31, 2008

مرکز فروش کتاب‌های ادبی، مذهبی و تاریخی ترکی در قم

آذربایجان کیتاب ائوی، کتابسرای آذربایجان

مرکز فروش کتاب‌های ادبی، مذهبی و تاریخی ترکی در قم


http://azkitabevi.blogfa.com/

فرهنگ لغات قشقایی
بسمه‌تعالی

قابل توجه علاقمندان به زبان و فرهنگ قشقایی:

فرهنگ لغات قشقايی (ترکی قشقايی ـ فارسی)

اثر گرانسنگ فولکلورپژوه و زبان‌شناس قشقايی استاد اسدالله مردانی رحيمی رسيد.

همچنين ساير کتاب‌های ترکی در موضوعات زير تقديم می‌گردد:

مقاتل، مداحی، مرثيه و تعزيه‌خوانی؛
تاريخ، ادبيات، فولکلور و فرهنگ لغات؛
دواوين شعر نو و کلاسيک و نشریات؛

کتابـسرای آذربايجان

آدرس: قم، خيابان ارم، پاساژ قدس، طبقه آخر، پلاک 174.
تلفن: 7746591 قيچلويی

کتابسرای آذربایجان در خدمت علاقمندان به کتاب و کتابخوانی
بسمه‌تعالی

قابل توجه علاقمندان، مبلّغان و مدّاحان محترم:

کتب مراثی و مدّاحی (مقتل، مداحی، مرثيه و تعزيه‌خوانی و ...)

همچنين ساير کتاب‌های عربی، ترکی و فارسی در موضوعات دينی و ادبی تقديم می‌گردد:

کتابـسرای آذربايجان

آدرس: قم، خيابان ارم، پاساژ قدس، طبقه آخر، پلاک 174. تلفن: 7746591 قيچلويی


کتاسرای آذربایجان در خدمت شما

کتابسرای آذربایجان همه روزه به‌جز روزهای تعطیل رسمی در خدمت شماست.
ساعات کار: ۹صبح تا ساعت ۵/۱ بعد ظهر
ساعت ۵ عصر تا ۱۰ شب

آذربایجان کیتاب ائوی
قم ـ خیابان ارم ـ پاساژ قدس ـ طبقه پنجم ـ پلاک ۱۷۴

Wednesday, May 21, 2008

قاراقانلي عاشيق رمضان باقي / اسدالله امیری



قاراقانلي عاشيق رمضان باقي / اسدالله امیری
قئزاران ۱, ۱۳۸۷

آلمایولو: « قوم – ساوه شعر و موزیک ساحه‌سی تام زنگین‌ بیر گله‌نه‌یه دایانارکن اسفلرله ۵۷ دئوریمیندن اؤنجه باشقا تورک توپلوملارینا قارانلیق قالمیشدی. علی کمالی‌نین گئنیش سویه‌ده چابالاری و بو اساسدا قوردوغو ایلگی‌لر، خرج ائتدی‌یی پارالار و اوستاد دوکتور هیئت کیمی بؤیوک داهی‌لر و اونونلا یاناشی، وارلیق مکتبی‌ عالیم‌لری‌نین توجه‌ نوقطه‌لرینی بورادا یاشایان تورک توپلومو و اونلارین مدنیت‌لرینه جلب ائتمک، بو موحیطی آز دا اولسا تانیتدیرمیشدی.
مهران بهاری‌نین دا اینترنت آلانیندا بو موحیطی تانیتدیرماغا بؤیوک ماراغی و چابالاری اولموش‌دور.
سونرالار بئش ایل بوندان اؤنجه پیام قم و گویه درگی لرینده یاییملادیغیمیز بیر سیرا بیلگی‌لر و موصاحیبه‌لر ده بو موحیط‌ده اؤنملی گلیشیم‌لره سبب اولدو.
اوستاد دوکتور علی قافقازیالی‌نین یازدیغی “ایران تورک عاشیق‌ موحیط‌لری”-‌نین «قوم – ساوه عاشیق‌ موحیطی» بؤلومو ایلک دؤنه اولاراق بو موحیطده اولان تورک ادبیاتی و شعرینی آکادمیک سویه‌ده و ییغجام بیر شکیلده تانیتدیردی. دوکتور قافقازیالی‌ دا بو ایشی قومدا «تورک ادبیات اوتاغی‌» اویه‌لری‌نین یاردیمی ایله گؤره بیلمیشدی.
ایندی‌ ایسه مهندس امیری بورادا اولان عاشیق و شاعیرلری حوصله ایله بیر بیر تانیتماغا باشلاییب‌دیر. امیری تیلیم‌خان دیوانینی توپلاییب نشر ائدندن سونرا هئچ‌ ده دایانماییب، و بیر باشا آراشدیرمالارینا داوام ائدیر. آلما یولو صحیفه‌سی‌نین ان بؤیوک افتخارلاریندان بیریسی ده بو موحیطده یاشایان شاعرلر، یازارلار و عاشیق‌لاری تانیتدیرماق و ها بئله امیری‌نین مقاله‌لری‌نین نشر ائتمه‌سی‌ اولموشدور. سایین مهندس امیری یه بوتون حیات ساحه‌لرینده باشاریلار آرزیلاییب و اونون بیر مقاله‌سینی سایین اوخوجولارا تقدیم ائدیریک.»

آی قاراقان سنین بختین یاتماسین
ایگیدلرین اوزون پولا ساتماسین
باخسون گورسون یاخچو نه دی پیس ندی
دمیر ندی قیزیل ندی میس ندی
” قاراقانلی غیبعلی”

قاراقانلي عاشيق رمضان باقي
دوغوم: ۱۳۳۵ گونش ايلي؛ قاراقانين رازقان شهري

اوچ ولايت اوستونه پارچالانميش قاراقان بؤلگه‌سينين مركزي اوستانيندا اولان رازقان شهرينده آنادان اولان عاشيق، عاشيقليق صنعتيني گئج باشلاميش‌سا دا گوج باشلادي.۳۵ ياشيندا اله چؤگور آلان عاشیق باقی، اوخول‌دا درس آلان زامان، ميز –نيمكتي ساز ائتدي‌یي و چالديغينا گؤره اؤيرتمن‌دن كؤتك ده يئييب‌دير. سونرالار بو هنره حدسيزجه سينه ماراغی وارسا دا عائله و اؤزلليكله آتاسي طرفيندن منع اولوبدور. حتي تهرانا گلندن سونرا بير دوكاندا آسيلميش “سه تار” اونون دويغوسونو اوياديب و علي قاسمي دن ۱۰۰۰ تومنه بير چؤگور آلماغا مجبور ائدير. آمما چؤگورو ائوه گتيرديك¬جه عائلهؤسي طرفيندن منفي قارشیلانیر و آتاسيندان بو سؤزو ائشيدير:”من ايسته ميرم قبريم اوستونه مطرب گلسين” و بونون اوچون آغلايا آغلايا چؤگورو گئری قایتاریر.
ايل‌لر سونرا جامعه‌نين هنره باخيشي ده‌یيشديكده و آتاسي دا رحمته قوووشاندان سونرا، رازقاندا “ازبيزانلي عاشيق علي كارگزار” بيرتويدا حكيم تيليم‌خان شعرلريندن اوخوياركن، دويغولانيب و حكيمين شعرلرينين بيريسين اوخودو. بو حادثه سبب اولور یینه بير چؤگور آليب اؤیرنمه‌یه جهد ائتسين. هئچ اوستاددان درس آلماميش عاشيق بير آي چاليشاندان سونرا،” ابراهيم دوستي” واسيطه‌سي ايله “عاشيق حسن شاهبوداغي” ني تاپير و اوندان آتالاريميزدان يادگار قالان عاشيق¬ليق صنعتيني اؤيره‌نير. من ائوينده قوناق اولاركن مني حكيمين شعرلري و باشقا زنگين ادبيات سوفره ميزدن اولان شعرلره و هابئله حكيم تيليم خان ديوانيندان اوخودوغو شعرلره قوناق ائتدي و نه موتلو بیر قوناقلیق!.
عاشيقين اوغلو “رضا باقي” آتاسينين امه‌یینی ايتيرم‌ ييب و آتاسيندان دا گؤزل چؤگور چالير و آتا بونا چوخ سئوينير.
عاشيق رمضان باقي¬يه گؤره عاشيق بئله‌ اولمالی‌دير:
- عاشيقين گرك محبتي و ائلدارليغي اولا؛
- عاشيقين گرك قاپيسي آچيق اولا؛
- عائيله سي قوناق سئور اولا.
*
بيزيم عاشيق‌ین اوخودوغو شعر- دستانلاربونلاردان عبارت‌دیر: حكيم تيليم خان، توركمان محمود، عاشيق رضعلي، اصلي وكرم، كوراوغلو، عاشيق غريب، -افروزومعصوم، بهرام و گول اندام، طاهير ميرزا، شاه ايسماييل….

اؤزو مظلوم دوشموش عاشيقيميز حكيم تيليم خاني بئله تانيتديرير: “چوخ عاريف، حكيم، مخصوصا مؤمن شاعيردير و حياتيندا مظلوم اولوب”.
عاشيق باقي¬نين نظرينجه ايندي كي عاشيقلاردان “اوستاد عاشيق مسيح الله رضايي”، ” اوستاد عاشيق علي رمضاني(گونش)” و”سنگك¬لي عاشيق محمدحسن”‌ين باشقا يئرلري اولسا دا، “عاشيق حسين علي حسيني”، “عاشيق تقي محيط” ، “چينارلي عاشيق قياس جباري”، “مردآبادلي عاشيق علي حسين جمالي”، عاشيق ايسماييل شاهمرادي‌نين شاگيردي اولان” نظرآبادلي عاشيق بالاخان دان” واز گئچمك اولماز.
عاشيقا و عائيله سينه حيات بويو باشاري و ساغليق آرزو ائديريك.

“عاشيق باقي¬ني ياد ائيله
اوزوم دؤنوب سنه ساري”
عاشیق رمضان باقی

عاشيق رمضان باقي نين تلفن نومره لري: ۰۲۲۹۴۳۱۴۲۵۰ و ۰۹۱۹۳۲۳۲۲۰۵

2تن ازفعالین قمی در برابر حرم حضرت معصومه بازداشت شدند



2تن ازفعالین قمی در برابر حرم حضرت معصومه بازداشت شدند

میللی شورا- اول خرداد: امروز ظهر دو تن از فعالین حرکت ملی آذربایجان در قم به هنگام توزیع اعلامیه در برابر حرم حضرت معصومه در خصوص گرامیداشت یاد و خاطره سلسله قیامهای ضد آپارتاید سال 85 به مدت 3 ساعت بازداشت شده اند.

Tuesday, May 13, 2008

قوم شهه رینده آزربایجان درنه یی باغلانیلیب



قوم شهه رینده آزربایجان درنه یی باغلانیلیب

آذربایجان اویرنجی حرکاتی:جنوبداکی قایناقلاریمیزدان آلدیغیمز معلوماتلارا گوره قوم شهرینده فعالیت گوسترن ادبی درنک- مقدس

اردبیلی جمعیتی حکومت رسمی لری طرفیندن ییغیشدیریلیب. مئدیا فوروم و اورمو نیوزون یایدیغی خبرلره اساسا، اطلاعات امکداشلاری حاجی کندلیلر حسینیه سینده هفته ده بیر گون توپلاشان آذربایجان درنه یی نین فعالیتی نین قانونسوز اولدوغونو اساس گتیره رک درنه یین فعالیتینی دایاندیریب. بو درنه یین قوم شهرینده یاشایان آذرلایجانلیلارا آذربایجان تورکجه سی کلاس لاری آچدیغی بیلدیریلیر. یادا سالاق کی، قوم شهرینده بویوک سایدا آذربایجانلی یاشاییر(voa)

Monday, May 12, 2008

تنها انجمن ادبی تورکی در قم تعطیل شد



تنها انجمن ادبی تورکی در قم تعطیل شد

اورمونیوز(۲۱ ارديبهشت ۱٣٨۷): انجمن ادبی "مقدس اردبیلی" در قم با فشار نیروهای امنیتی تعطیل شد.جلسات این انجمن ـ که از دو سال پیش در قم شروع به کار کرده است ـ هر هفته شبهای شنبه در حسینیه "حاجی کندلی‌لر" برگزار می‌شد. نیروهای امنیتی به بهانه اینکه انجمن مجوز ندارد و فعالیت آن باید از شب به روز انتقال یابد مانع برگزاری جلسه شدند.

این انجمن بعد از تعطیلی" اوتاق ادبیات ترکی در قم" شروع شروع به کار کرده بود و دهها نفر خواندن و نوشتن زبان ترکی را در آنجا فرا گرفته‌اند.

لازم به ذکر است که٬ حجت الاسلام عبدالعزيزعظيمی قديم، روحانی هویت طلب آذربايجانی و فعال حركت ملي در شهر قم٬ از هفته قبل به زندان لنگرود قم فرستاده شده است. وی بهمن ماه ۱۳۸۶ از طرف دادگاه ویژه روحانیت قم به یک سال حبس تعزیری محکوم شد.

دستگیری فعالین آذربایجانی در قم



دستگیری فعالین آذربایجانی در قم

آذربایجان اویرنجی حرکاتی ( قم ) : روز گذشته در پی پخش اعلامیه ای که در حمایت از حجه السلام عظیمی قدیم توسط دو تن از فعالین آذربایجانی به نام های؛صفر نقی پور و حسین ستاری دانشجوی دانشگاه مفید قم صورت گرفت ؛نام بردگان توسط نیروهای اطلاعات ربوده شده و به مکان نا معلومی منتقل شدند و تا مخابره این خبر از وضعیت نام برده گان اطلاعی در دست نیست.

متن اعلامیه بدین شرح میباشد؛

بسم تعالی

جمعی از مدافعین حقوق فرهنگی ء مدنی و سیاسی ملت ترک ایران حبس غیر قانونی حجه السلام عظیمی قدیم به خواست دولت جمهوری اسلامی ایران به رای دادگاه ویژه روحانیت؛دیکته شده توسط وزارت اطلاعات ء را محکوم نموده و با اوضای این بیانیه حمایت خود را از تمام زندانیان حرکت ملی در راستای منافع ملت ترک اعلان و خواستار آزادی آنها هستند.

Saturday, January 19, 2008



در قم آزربايجان اشعار دینی به زبان تورکی بر روی وسایط نقلیه نوشته شد



میللی شورا- 29 دیماه 86: جوانان غیرتمند تورک شهر قوم(قم) همچون سال گذشته ماشین های سطح شهر را با شعرهای مذهبی به زبان تورکی نوشتند و با این کار پسندیده عشق و علاقه خود را به امام حسین(ع)و زبان مادریشان نشان دادند . این نوشته ها عبارتند از:

اورک سئوگیسی حوسئین،
گویلومون سولطانی اباالفضل،
یارالارون آخار قانی،
سوسوز الده اٶله ن قارداش،
باجون قوربان باشون هانی،
گوزه ل علی اکبر

Sunday, January 06, 2008

خلج ها یادگار ترک های باستان(روح الله نصرتی



خلج ها یادگار ترک های باستان(روح الله نصرتی)

۱۳ چيلله, ۱۳۸۶, ۱۲:۴۴
خلج ها یادگار ترک های باستان،جمراسی،علی اصغر(۱۳۸۵)،تهرا ، نشر پیام پویا.

این کتاب حاصل پژوهش آقای علی اصغر جمراسی (فراهانی) است که در سال ۱۳۸۵ به چاپ رسیده است.هدف از نوشتار این کتاب بنا به نظر مولف تدوین اثری مستقل پیرامون تاریخ قوم خلج وتولید ادبیاتی در این حوزه در راستای پاسخگویی به نیازهای دانشوران ترک شناس است. اما شاید مهمتر از همه این موارد هدف اصلی می تواند آشنا کردن مخاطبین و خلج زبانها با تاریخ گذشته خویش و ایجاد انگیزه جهت تقویت هویت فرهنگی آنان باشد. از این حیث که قوم خلج دارای فرهنگ و آیین مستحکم و قوی بوده که از غنای تاریخی کهن برخوردار می باشد. روش تحقیق در این کتاب برپایه گرد آوری اطلاعات کتابخانه ایی است.این کتاب از نظر ساماندهی مطالب علاوه بر پیشگفتار از یازده فصل تشکیل شده است که اهم مطالب آن عبارتست از:مفاهیم لغوی،اصطلاحی ، مکانی و نژادی اقوام خلج،جایگاه و موقعیت خلج ها ،نقش این قوم در طول تحولات تاریخی حکومتها،گروه بندی های داخلی خلج ها و آثار تاریخی ، فرهنگ و آداب به جا مانده از خلج ها.در ادامه تلاش می کنیم به ارائه مختصری از یافته های این قوم بپردازیم.لازم به ذکر است این نوشتار فقط به معرفی این اثر پرداخته و مستندات و شواهد دال بر صحت مطالب بر عهده نویسنده اثر می باشد و نگارنده به این علت که این اثر بخشی از زوایای تاریخی قوم مهجور و ناشناخته را مورد کنکاش قرار داده و به جامعه علمی ارائه داده است به معرفی این اثر پرداخته است.
خلج به معنای محل و به معنای قوم است.خلج به معنای قوم یکی از اقوام بیست و چهارگانه ترک محسوب می شود که دارای فرهنگی غنی و کهن می باشد.این قوم چهارده قرن پیش به اتفاق توخسی ها و چیگیل ها که شاخه ای از خلج ها بودند قسمتی از اتحادیه عظیم خلج را تشکیل می دادند.خلج ها پیش از اسلام تا قرن هفتم میلادی در یک موقعیت جغرافیایی واقع در ترکستان بزرگ،از غرب به شرق بین فرغانه،تالاس،سمرقند ،بالاساقون،اوچ تورفان و از شمال به جنوب از حوالی دریاچه بالخاش تا تخارستان ، ایسی گول و ایلی سفلی سکونت داشته اند.خلج ها با گذشت ایام از این اتحادیه خارج شده و به مغرب و جنوب غربی کوچ کرده اند.در نیمه اول قرن هفتم میلادی بخشی از اقوام خلج از رود جیحون عبور کرده به سمت افغانستان کنونی یعنی سیستان کابل مهاجرت نمودند و در کابل و غزنه حکومت تشکیل دادند.عده ای از آنان نیز در قرن هشتم میلادی خود را به هندوستان رسانده و سلسله ای به نام “ترک شاهی” را بوجود آوردند که به روی سکه ها و روی تاج پادشاه آن ها به رسم قبایل ترک، شکل گرگ ترسیم شده بوده است.
خلج همواره در طول تاریخ به کثرت قوم و جمعیت شهرت داشته است.مورخین ایرانی و عرب نیز همواره اسم این قبیله را کنار سایر اقوام امثال هندی و افغانی و ترک به صورت جداگانه آورده اند.اویغورها با استعانت خلج ها مغولستان را تسخیر کرده و در سال ۷۴۵ میلادی دولت اویغور را بنیان گذاشتند.این امپراطوری به مدت یک قرن دوام آورد ولی بعدا خلج ها بر علیه آنها قیام کردند ولی شکست خورده و مجبور به مهاجرت از ترکستان شرقی به غربی شدند. از این تاریخ به بعد خلج ها حیاتی توام با پراکندگی و متفرق را گذراندند و در همین تاریخ بخشی از خلج ها از ماوراء النهر عبور کرده و به سمت خراسان بزرگ مهاجرت کردند.از اوایل قرن دهم میلادی همزمان با پذیرش اسلام توسط اقوام خلج بخشی از خلج ها به خدمت سلطان محمود غزنوی درآمدند و توسط وی در مناطقی از خراسان بزرگ از جمله ابیورد مسکن گزیدند.اما با جانشین سلطان محمود یعنی مسعود غزنوی نتوانستند مماشات نمایند لذا در جنگ دندانقان از طغرل سلجوقی حمایت نمودند و پس از شکست مسعود غزنوی و فرار او به سمت هند بخش عظیمی از قوم خلج همراه با طغرل سلجوقی بر اساس دعوت خلیفه عباسی به مرکز ایران آمدند و در نواحی ری،ساوه، همدان و اصفهان ساکن شدند.تحقیقا خلج های ساکن خلجستان استان قم و مرکزی از بازماندگان سپاهیان سلجوقی هستند که پس از تحمل رنج های طاقت فرسا در این مکان ساکن شده اند. در حال حاضر خلج ها در نواحی بین قم ،ساوه،تفرش و آشتیان که به خلجستان معروف است اقامت دارند که جمعیت آنها در سراسر ایران حدود پنجاه هزار نفر است که به زبان و گویش خلجی سخن می گویند و علی رغم محصور بودن در میان سایر اقوام ،فرهنگ و آیین خود را حفظ نموده اند. ولی متاسفانه به علت بی توجهی به غنای فرهنگی این قوم هر روز شاهد تحلیل این قوم کهن هستیم و جای تاسف دارد که ممکن است به زودی شاهد نابودی زبان و آثار فرهنگ کهن این قوم باشیم.

Nosrati_ut@yahoo.com

از سایت دکتر ناصر فکوهی

Saturday, December 01, 2007

3 تن در قم در ملاء عام حلق آویز شدند



3 تن در قم در ملاء عام حلق آویز شدند2007 11 28 - 20:52

روز چهارشنبه 30 آبان، 3 تن در قم و در ملاء عام حلق آویز شدند. محمد طالبی، رئیس دادگستری قم در ارتباط با احکام فوق گفته است: "با تشدید مقابله با قاچاقچیان، شاهد کاهش جرائم در قم بوده ایم."از ایتدای سال جاری تاکنون 267 تن در ایران اعدام شده اند که حکم اعدام بسیاری از آنان در انظار عمومی اجرا شده است.

اجرای این احکام در شرایطی صورت می گیرد که که سازمان ملل، قطعنامه ای در مورد منع اجرای مجازات اعدام تصویب کرد، هرچند که این مصوبه التزام عملی ندارد .

اعتیاد در قم بیداد میکند



اعتیاد در قم بیداد میکند دهها جوان معتاد در کنار حرم حضرت معصومه رها شده اند

تاریخ 09/09/1386 ساعت:13:08

ایجنا نیوز/ خبرگزاری جوانان آزادیخواه ایران: بنا به گزارش یک منبع آکاه در شهرستان قم : اعتیاد جوانان به انواع مخدرات سیمای این شهر را از مذهبی به شهر خمارها و نشئه ها تغییر داده است

سوداگران مرک با آرامش خاطر درحال فروش مواد مخدر در کنار حرم هستند و 70 درصد ار معتادین رها شده در اطراف حرم را مسافران این شهر زیارتی تشکیل میدهند .

اعتیاد به انواع مواد مخدر در حالی شهرها و روستاهای ایران را یکی پس از دیگری به تسخیر خود در میاورد که بیکاری جوانان و عدم وجود برنامه های متنوع و تفریحی باعث اولیه گرایش جوانان به اعتیاد است و از سوی دیگر همواره این ادعا هم از سوی مخالفان رژیم ملاها در ایران مطرح میشود که رژیم بطور عمد جهت سرکوب نسل جوان آنان را به مواد مخدر آلوده میسازد.

البته بایستی توجه داشت با ذخایر ارزی فراوانی که از فروش نفت نصیب رژیم شده ولی هیچ تلاشی برای اشتغالزایی برای جوانان صورت نگرفته است

Saturday, October 27, 2007

قوم چؤگور موسیقی قوروپو وحدت سالونوندا کونسئرت وئریب



قوم چؤگور موسیقی قوروپو وحدت سالونوندا کونسئرت وئریب

اکتبر 26, 2007

ایرنا‌نین یایینلادیغی خبره گؤره، قوم-ساوه آشیق موحیطی‌نین اوستا آشیقلاریندان ساییلان آشیق حوسئین علی حوسئینی‌نین قوردوغو چؤگور موسیقی قوروپو، قوم ویلایتی موسیقیسینه آیریلمیش گئجه‌ ده، تئهران وحدت سالونو موسیقی گئجه‌لرینه قاتیلمیشدیر.

خبره گؤره تورک خالق موسیقی‌سی اؤرنه کلری ایله بیرلیکده، تورک هالای‌ینا(اویون هاواسی) دا یئر وئریلمیشدیر:


اجرای گروه[های] موسیقی استان قم در تالار وحدت

…با اجرای گروه محلی [ترکی] چؤگور همراه با حرکات موزون هالای متشکل از [آشیق] حسین علی حسینی (نوازنده چوبور(چؤگور!) و سرنا(زورنا))، بهرام علی بهروزی(نوازنده بالابان)، محمد جعفری(دایره(قاوال) و دهل(داوول-دؤهول)) و اکبر غلامی…
تهران، خبرگزاري جمهوري اسلامي ‪۸۶/۰۷/۳۰‬

داخلي. فرهنگي. موسيقي
در بيست و دومين برنامه، شب‌هاي موسيقي، گروه استان قم شب گذشته در تالار وحدت به اجراي برنامه پرداخت.

به گزارش خبرنگار فرهنگي ايرنا در اين برنامه پس از اجراي سرود ملي جمهوري اسلامي ايران و تلاوتي چند از آيات قرآن كريم، حميدرسايي مدير كل ارشاد استان قم و حميد رضا نوربخش مديرعامل خانه موسيقي سخنراني كردند و در انتها نيز از پيشكسوتان و هنرمندان اين خطه از جمله آقاي عبدالصاحب طهماسبي نوازنده تار تجليل و قدرداني به عمل آمد.

در بخش اول اين برنامه گروه‪ ۳۲‬نفري ضرب سماع به سرپرستي سيد احمد شاه احمدي قطعاتي چون تصنيف ثناي علي ، دو نوازي تنبك و بداهه‌نوازي و آواز به سبك زور خانه‌اي را اجرا كردند .

با اجراي گروه چكامه متشكل از امير زبنلي و امير حسن حاجي ابراهيمي بخش دوم شب موسيقي استان قم كار خود را آغاز كرد.

در اين بخش قطعاتي از استاد مشكاتيان همچون تصنيف روز وصل ، چهار مضراب همايون و قطعه سماع آيين كه برگرفته از اشعار مولانا و خواجه كرماني بود اجرا شد.

با اجراي گروه محلي چوگور همراه با حركات موزون هالاي متشكل از حسين علي حسيني (نوازنده چوبور و سرنا) ، بهرام علي بهروزي ( نوازنده بالابان ) ، محمد جعفري (دايره و دهل) و اكبر غلامي گروه موسيقي استان قم به كار خود پايان داد .

Sunday, October 14, 2007

قوم ساوه عاشیق موحیطی ۵ / دوکتور علی قافقازیالی



قوم ساوه عاشیق موحیطی ۵ / دوکتور علی قافقازیالی
۲۱ خزل, ۱۳۸۶, ۰۴:۱۰
۵.۱۷.۲. حسين علي حسيني (۱۹۷۰)

عاشیق حسين علي حسيني


۱۹۷۰ ایلینده ساوه‌نین عابباس آباد بؤلگه‌سي‌نين صالح آباد کندینده دونيايا گلمیشدیر. ۴ یاشیندا ايکن عائیله‌جه قوما کؤچموشلر، بورادا اؤیره‌نيمه‌ باشلاميش‌دير. باباسي اسماعیل تاکسيچي‌لیق ائدرمیش. يئددی قارداشدیرلار و اوچ باجیسی وار. ۹ صينيفه قدر اوخوموش، ۱۹۸۶ ” دا بالابان چالماغا باشلاميش، داها سونرا اوستاد ابوالفضل‌د‌ن زورنا چالماغي اؤیره‌نمیشدیر.
آرديندان عاشیق علی رمضانی‌دان چؤگور درسي آلميش، عئيني زاماندا تورک عاشیق‌لیق سنتی‌‌نین اصوللارینی دا اوندان اؤیره‌نميش‌دير. ۱۹۸۸ ایلینده ايران عراق ساواشی باشلايينجا اوخولو بيراخيپ جبهه‌یه گئتميش، جبهه‌ده‌ن دؤندوکده‌ن سونرا صنعتيني داوام ائتديرمیشدیر. دویون درنکلرده و محلی راديو، تلويزيون پروگراملاريندا عاشیقلارا بالابان و یا زورنا ایله ائشليک (همراهلیق)ائتمیشدیر. ۲۰
یاشیندا عسکره گيتميش، ايکي ایل سربازلیق ائتمیش، قورتاراندان سونرا تهرانا گئدره‌ک ” خانه-ي موسيقي” (موسيقي ائوي) و ” انجمن موسيقي ايران ” (ايران موسيقي توپلولوغو) جمعیتلرینه اویه‌ اولموشدور. داها سونرا قوم‌دا ” انجمن سرود و آهنگهايی انقلابی ” (انقلابی موسيقي توپلولوغو) تئشکيلاتي‌نين [محلی بؤلومونو] قورموشدور. بوتون تورکلره عایید محلی موزيک و چالغيلاري‌نين سوروملو مودورو تعيين ائديلميش، آيريجا قوم‌دا ” آموزشگاه چؤگور ” (چؤگور/ساز ائیيتيم ائوي) قورموش دور.
ساوه-قوم عاشیق موحیطينده اولان عاشیقلاري و بالابان، دايره ، چاوير(نئي)، ساز (زورنا)، داوول چالانلاري بو چؤگور/ساز ائیيتيم ائوينده توپلاميش، اونلارين قئیدلری یاپمیش و رسمي مقاملارا اونايلاتمیشدیر(معرفی ائتمیشدیر). بئله‌ليکله بوتون بو صنعتچيلري سيگورتا ائتتيرميش، دولت گووه‌نجه‌ (بیمه)‌سي آلتينا آلديرمیشدیر.

قوم و تهران راديو و تئلئويزيون لاريندا تورک عاشیق موزيکي پروگراملاري ياپماقدادیر.

اوتوز ياشینا گلدي‌یينده ابوالفضل آدلي بير آرکاداشی
اؤنجه اؤزو ايچين سونرا دا باباسي ايچين بير شعر يازماسيني ايسته‌ميش. علي حسيني آرکاداشی ابوالفضل و ابوالفضل’ين باباسي محرم ايچين شعر يازمیشدیر.

دیگر ياندان اونودولمايا باشلامیش عاشیق و هالاي هاوالاريني آتالاردان آنالاردان ییغیب اونلاري ضبط ائتمیشدیر.

۲۰ مارت ۲۰۰۶ گونو قومـا گئتدی‌ییمده ايلک تانيشديغيم عاشیق، عاشیق حسين علي حسيني اولدو. اؤزونو یاخشی یئتیشدیرمیشدی. بيرنئچه سازی چالماقدادیر. چؤگور، چاوير، بالابان، دايره ، داوول… سازلاری‌نا مهارتی، شعرلری يوروملاماسي، تورک عاشیق‌لیق گله‌نه‌یی ایله ايلگيلي زنگين بيلگيسي ایله گله‌جک وادئدن بير عاشیق تاوري سرگیله‌مکده‌دير
. اوستاد عاشیقليغي‌نين يانيندا یاخشی بير يؤنه‌تيجي‌دير.

علي حسيني ، قوم’دا هم خالق‌موسيقي‌سی هم عاشیق موسيقي‌سي رشته‌سینده بير موسيقي‌ توپلولوغو قورماق اوزه‌رینده‌دیر. آيريجا شاهسئون تورکلري نين ميللی فولکلور ائکيپني اولوشدورماقدادیر.

علی رمضانی ایله بيرلیکده اؤنجه ساوه’ده ” استریو تئلیم‌خان ” آدلي بير استئریو قورموش و ۱۹۰ کاسئت دولدورموشلار. داها سونرا قوم’دا ” استریو شباهنک (ائل‌سئون) ” موزيک ائويني قورموشلار. بورادا دا ایندیيه قدر ۷۰’ده‌ن آرتیق کاسئت و سی‌دی دولدورموشلار.
تهران-کرج’ده بلدیه یانیندا چئشيتلي عاشیق هاوالاري پروگراملارينا قاتيلماقدادير.
دیگر ياندان قوم’ون منظریه پاديگانيندا ، همدان بیلیم یوردوندا، کبودراهنگ’ده ياپيلان جوتجولر بايراميندا (کشاورز نمونه مراسمینده) پروگرام ياپميشلار.
علی رمضاني ایله بيرلیکده ” ساوه فرهنگ ائوي ” نده، باکی ” دا و تورکيه‌’نين قارص و ارزوروم شهرلرینده کونسئرتلر وئرمیشدیر.

حسین علي حسيني‌نين شعرلرینده‌ن اؤرنکلر

۳۴

آتا

باشینا دولانيم مهربان آتا،
من سنينله نه‌دانيشيم نه دئييم؟
بو دونيادا منه غمخوار سن‌ايدين،
ايندي کي يوخدو قارداشیم نه دئييم؟

بير چاديرام، داياقسيزام ديرکسيز،
بير اوغلانام قارداشسيزام کؤمکسيز
سئويرديم آتامي من ده کلک‌سيز،
ايندي کي يوخدو سيرداشیم نه دئييم؟

گؤزوم باخا باخا گئتدي الیمنن،
هر يانا گئديرئم دوشمه‌ي ديليمنن،
غم پئيماني دولوب کئچدي سريمنن،
قآنا دؤنوب بو گؤز یاشیم نه دئييم؟

سن گزن يئرلري من گزه بيلمم
آيريليق چتيندي من دؤزه بيلمم،
سنسيز بو چايلاردا من اوزه بيلمه‌م،
ايندي کي يوخدو يولداشیم نه دئييم؟

پونهانلي سؤزوموز هئچ اولماز ايدي،
صوحبتین ائشيده‌ن هئچ دويماز ايدي،
خزان اولماسايدي گول سولماز ايدي،
بو فلکده‌ن نه دانيشيم نه دئييم؟

مزار

تک قالميشام غصه غمین ايچينده،
خزاننان گئديرئم باهارا ساري
هر قرار گزیرئم سني گؤرمورئم،
دولانيب گئديرئم مزارا ساري.

داها يوخدو منده حال-ي انتظار،
قآويم قارداش قوهوم ييغيليب آغلار،
آنا-باجيم حالي اولوب بیقرار،
لالا رنگيم اولوب بیمارا ساري.

دئديم آنا چوخ ائيله‌مه‌ آه او زار،
هله بيللم بو غم مني داغيدار،
حاییف گئده‌ننه‌رين فقط يادي وار،
آغ گونوموز دؤنوب قارايا ساري.

فيکريمنن چيخماراي هر لحظه هر دم
کيمسه يوخوم اولا منه بير همدم،
باش گؤتوروب بيلمم هايانا گئدئم،
دولانيب گئديرئم مزارا ساري.

خوجا علی‌يه

بيزده‌ن سالام اولسون حوجا علی‌یه
يول گؤستردي گليپ چاتتيم بورا من.
من بيليرديم آنا ديلين قدريني،
دوشموش ايديم اؤز ائليمده‌ن آرا من.

اوزاق اولوب ائليميزين آراسي،
سينمده سيزيللار هيجران ياراسي،
آغلاماقدان گئديب گؤزوم قاراسي،
آرزوم بودو بير ده چاتام يارا من.

عاشیقلارين صؤحبتینه ساز اولام،
نغمه‌لرین ياغيشينا ياز اولام،
چآلينيب چاغيريب خوش آواز اولام،
ساخسي دولسا بير ده گئدئم هارا من.

من آغلارام اولا درديم داواسي،
چؤگورچونون داها گلمير صداسي،
اونودولوب داستانلاري هاواسي،
قولاق وئرئم بير ده سازا، ييرا من

عاشیق حسین بير ده چؤگور چالاندا،
ائل ایچینه شادلیق شنليک سالاندا،
گليب ارزوروم’دا قوناق قالاندا،
دئدی تاپديم دردلريمه‌ چارا من.

لوطفا بو یازی حاقدا نظری‌لری‌نیزی بیزه گؤنده‌رین:
akafkasyali@hotmail.com
heydarbayat@gmail.com

قاباقکی بؤلوملر:

بیرینجی بؤلوم
ایکینجی بؤلوم
اوچونجو بؤلوم
دؤردونجو بؤلوم

———-
آلمایولو
www.hbayat.com

ایلایگون: يئلگؤن, ۲۱-ي خزل, ۱۳۸۶, ۴:۱۰ گ.ؤ، بؤلوم: ادبیات, فولکلور و ائل ادبیاتی، چیخیش: RSS 2.0، باغلاتما: ترک بک
باخیشلار

۳ گوروش »
RSS گوروش
باغلاتما URI

سلام
تأسوف له بیلدیرتمه لی یم کی:ساوه نیی کندلریندن اولان جوشقان لو عاشیق علی ولدخانی بیر ترافیک قضاسی ندنی ایله آغیر وضعیت ده یاشاییر-ایکی هفته کما حالتیندن سونرا تازا هوشا گلیب-اونا دعا ائدک.عاشیق علی ولدخانی ۸۶۰۴۲۹ دا حکیم تیلیم خان قورولتاییندا شرکت ائتمیشدیر.جوشقان کندی مرغئی کندینین ۸ کیلومتریسینده دیر و بایات دهستانی-نوبران بخشی اوستونه دیر.

گوروش اسدالله امیری دن — خزل ۲۲, ۱۳۸۶ #

Thursday, October 11, 2007



بیات

قبیلة ترک از قبایل بیست و دوگانة اغز (غز * ) پراکنده در ایران افغانستان ترکمنستان ازبکستان جمهوری آزربايجان ارمنستان ترکیه سوریه و عراق . واژة بیات که به صورت «بایات » هم ضبط شده به معنای بادولت و پرنعمت است . اصل این قبیله در نسبنامه های افسانه ای ترکان به «بای آت » پسر دوم گون خان پسر اغوزخان می رسد (رشیدالدین فضل الله ج 1 ص 39 حمدالله مستوفی 1362 ش الف ص 566 تاریخ قزلباشان ص 24 قائم مقام ص 403). قبیلة بیات همچون سایر قبایل بزرگ ترک علامتی مخصوص داشته که شکل آن در منابع متفاوت است (کاشغری ص 172 رشیدالدین فضل الله ج 1 ص 40 اوزون چارشیلی ج 1 ص 113). بیاتها طبق بعضی اخبار از روزگاران قدیم و پیش از مهاجرتهای گستردة خود به غرب آسیا در اطراف رودخانة قراموران یا بنابر ضبط حمدالله مستوفی (1362 ش ب ص 218) قارامران واقع در شمال چین می زیسته اند (قائم مقام همانجا). از اشارات جامع التواریخ برمی آید که گروههایی از این قبیله مشهور به «بایاوت » دهها سال پیش از آغاز سلطنت چنگیزخان در زمرة طوایف مغول درآمده بودند. اینان در تقسیم بندی قومی مغولان از جملة طوایف درلگین بودند که معرف مغولان عام و بی اصل و نسب است . دو شعبة معروف این طایفه «جدی بایاوت » و «کهرون بایاوت » بودند. اولی نام خود را از رودخانة جدی مغولستان اخذ کرده و دومی به دلیل زندگی در صحرا به این عنوان موسوم شده بود. اینان در لشکرکشیهای چنگیزخان و هولاکوخان به ایران شرکت داشتند (رشیدالدین فضل الله ج 1 ص 111ـ112 136ـ 138).

در قرون ششم و هفتم یک طایفة بزرگ ترک به نام «بیاووت » در صحرای خوارزم می زیستند که ظاهرا از طوایف یمک یا کیمک بودند (نسوی ص 38 329). به سبب انتساب ترکان خاتون مادر سلطان محمد خوارزمشاه و انتساب مادر ازلغ (اوزلاغ )شاه ولیعهد سلطان محمد به طایفة بیات امرای این طایفه در دربار خوارزمشاه صاحب نفوذ و قدرت شدند چنانکه قتلغ خان ] بیاووتی [ در رقابتی که بر سر جانشینی سلطان محمد خوارزمشاه پیش آمده بود به جانبداری ازلغ شاه قصد جان سلطان جلال الدین خوارزمشاه را کرد (همان ص 85 ابن خلدون ج 4 ص 754 اقبال آشتیانی ص 44). با این حال نمی توان قاطعانه بیات را با بیاووت و بایاوت یکی دانست . مجتبی مینوی در تعلیقات خود بر سیرت جلال الدین مینکبرنی (ص 329ـ330) تنها به طرح این سؤال قناعت کرده که آیا ارتباطی بین بیات و بیاووت هست یا نه . بعضی از پژوهشگران در سالهای اخیر تصریح کرده اند که «بایاوت »ها نه از قبایل مغول که همان بیاتهای ترک اند (قفس اوغلی ص 165 پانویس 21).

تاریخ ورود قبیلة بیات به فلات ایران چندان روشن نیست اما از برخی منابع تاریخی برمی آید که این مردم ظاهرا در اوایل قرن پنجم و مقارن حملات غزان و سلجوقیان در فلات ایران پراکنده شده و در مسیر کوچ نظامی خود تا صحاری شام و سواحل مدیترانه پیش رفته اند. در این پیشرویهای پرماجرا گروههایی از این قبیله بتدریج در بعضی نواحی خراسان بزرگ عراق عجم کردستان و لرستان استقرار یافتند. چنانکه خبر انتصاب امیرسنقر بیاتی (مقتول 511) به نیابت حکومت بصره از جانب امیر آق سنقر بخاری اقطاع دار این ولایت از سابقة دراز حضور بیاتها در ایران و عراق عرب حکایت می کند (ابن خلدون ج 4 ص 93). استقرار قبیلة بیات در بعضی نواحی غربی ایران پس از چندی به تشکیل دولت محلی کوچکی در اراضی میان لرستان کوچک و عراق عرب انجامید اما خصومت حاکمان بیات و اتابکان لر سرانجام به انقراض حکومت بیات منجر شد و اتابک شجاع الدین خورشید شاه حاکم لرستان که از دست اندازیهای مکرر ترکان بیات به متصرفات خویش خشمگین بود بر سر آنان تاخت . در نتیجه آخرین حاکم بیات هزیمت یافت و قلمرو او که به ولایت بیات مشهور بود به تصرف سپاه خورشیدشاه درآمد (حمدالله مستوفی 1362ش الف ص 553 معین الدین نطنزی ص 54 ـ 55 بدلیسی ص 60). نام ولایت بیات در قرون بعد نیز در منابع دیده می شود. عطاملک جوینی در نیمة دوم قرن هفتم در گزارش کوتاهی راجع به اشتغالات دیوانی خود در تاریخ جهانگشای از برانداختن باجهای قدیم بلاد تستر و بیات سخن گفته است (ج 1 ص 25). نام ولایت بیات در اواخر قرن هشتم در ردیف نامهای ولایات معتبری چون بغداد عراق عرب خوزستان و لرستان قرار گرفت (شمس منشی ج 2 ص 170ـ171). در قرون بعد نام این ولایت بر حوزة محدودی اطلاق می شد که مشهورترین ناحیة آن قلعة بیات بر سر راه دزفول و عراق عرب بود (نویدی ص 101). نادرشاه هنگامی که از عراق عرب به سوی خوزستان می رفت تا شورش محمدخان بلوچ را سرکوب کند بر سر راه خود در این قلعه توقف کرد (استرآبادی ص 223). ویرانة این قلعه امروزه در کشور عراق برجاست (لسترنج ص 69ـ70).

مشیرالدوله تبریزی (متوفی 1279) در شرح مأموریتش برای تشخیص و تعیین مرزهای ایران و عثمانی «قریة بیات » را از توابع پشتکوه لرستان دانسته و از پراکندگی بیاتها در توابع شوشتر و دزفول خبر داده است (ص 102).

میدان فعالیت سیاسی طوایف بیات در تاریخ ایران محدود به پشتکوه لرستان نبود گروههایی از اینان در جنگهای شیخ ابواسحاق اینجو (متوفی 758) و امیر مبارزالدین محمد مظفری (ح 700ـ 765) شرکت داشتند (وزیری کرمانی ص 384ـ385). در حکومت زندیه نیز بیاتها صاحب نفوذ بودند و مهر علی خان بیات اسلاملو از جمله بزرگان شیراز در زمان کریم خان زند و علی مرادخان زند بود (غفاری کاشانی ص 165 188 191 476). بیاتهای شیراز که تا اوایل قرن چهاردهم در یکی از گذرهای محلة اسحاق بیگ به خریدوفروش اسب اشتغال داشتند احتمالا بازماندگان طوایف چادرنشین بیات فارس بودند که بتدریج از شیوة زندگی پدران خود دست کشیده و یکجانشین شده بودند (فسائی ج 2 ص 919).

جمعی از بیاتها که در پایان مهاجرت طولانی خود به آناطولی و شام رسیده بودند در اواخر قرن هشتم و اوایل قرن نهم به قره عثمان فرمانروای آق قوینلوها پیوستند و ظاهرا در جنگ وی با امیر چکم والی شام شرکت کردند (طهرانی ص 60 64 65 روملو ج 11 ص 27ـ30). پس از انقراض سلسلة آق قوینلو بسیاری از طوایف تشکیل دهندة آن اتحادیه از جمله طایفة بیات به دولت صفوی پیوستند ( تاریخ قزلباشان ص 8 21ـ29 هینتس ص 96). احتمالا بسیاری از طوایف خاک آناطولی را ترک گفته و به ایران آمده اند اما آثار آنان هنوز در بعضی روستاهای آناطولی و شام برقرار است ( ایرانیکا ذیل ماده ). این گروه از طوایف بیات را بعدها قره بیات نامیدند تا از بیاتهایی که از قبل در ایران می زیستند متمایز شوند. بر همین اساس طوایف بیات ایران را آق بیات یا بیات مطلق می خواندند (قائم مقام ص 403ـ404). ظاهرا تیرة شام بیاتی از تیره های تشکیل دهندة ایل قاجار (خورموجی ص 3) و از بیاتهای شام یا قره بیاتها بوده که پس از استقرار در آزربايجان به طوایف قاجار پیوسته است . بزرگان این طایفه از جمله امرای دربار فتحعلی شاه به شمار می آمدند (قائم مقام همانجا).

پیش از تشکیل دولت صفویه چندین طایفة چادرنشین ترک و مغول در دشتهای قزوین و ری و شهریار به سر می بردند (فریومدی ص 344 اولیاءالله ص 192ـ194 مرعشی ص 44). هر چند نام طوایف بیات در منابع اخیر نیامده است اما به نظر می رسد که این طوایف پیش از دولت صفوی در قسمتهایی از لرستان و عراق عجم سکونت داشته اند. این احتمال از آنجا تقویت می شود که شاه اسماعیل اول (حک : 905ـ930) در همان سالهای نخست سلطنت خود پس از آنکه آزربايجان و شیروان را از تصرف دولت عثمانی خارج کرد و آن نواحی را تحت حکومت خود درآورد جمعی از این طوایف را از عراق ] عجم [ به شابران و دربند تبعید کرد (باکیخانوف ص 93). بعدها بزرگان این طوایف با دربار روسیه پیوند یافتند و در جلب حمایت روسها کوشیدند (همان ص 165).

رؤسای طوایف بیات عراق عجم که ظاهرا بزرگترین گروه از طوایف بیات مطلق یا آق بیات به شمار می آمدند در سالهای سلطنت شاه طهماسب اول (930ـ984) از جمله بزرگان دولت صفوی محسوب می شدند. سلیمان بیگ و برادرش حسن بیگ یوزباشی قورچیان بیات پیش از اینکه به سبب رفاقت با اسماعیل میرزا پسر شاه طهماسب اول مغضوب شوند از امرای بزرگ و مقرب شاه صفوی بودند (نویدی ص 111 تاریخ قزلباشان ص 24). حتی صدماتی که شاه صفوی بر این طوایف وارد آورد مانع از اطاعت و خدمتگزاری آنان نشد. هنگامی که القاص میرزا برادر شورشی شاه طهماسب با حمایت سلیمان قانونی پادشاه عثمانی از عراق عرب تا قم پیش آمد جمعی از طوایف بیات عراق عجم که در حدود قم می زیستند به مقابله با القاص میرزا شتافتند. جنگجویان این طایفه در جنگ مغلوب و به دستور القاص میرزا کلیة اسرای طایفة بیات اعدام شدند ( عالم آرای شاه طهماسب ص 109). طوایف بیات عراق عجم همچنین مدتی در ملازمت و خدمتگزاری سلطان مصطفی میرزا پسر شاه طهماسب بودند. سلطان مصطفی میرزا که از دوستداران سلطنت برادر خود سلطان حیدر میرزا بود پس از قتل برادر به دست هواداران اسماعیل میرزا برادر دیگر خود به امیدنجات به میان طایفة بیات گریخت . حاجی اویس بیگ بیات حاکم طایفه که در ظاهر پذیرای شاهزادة متواری شده بود بازداشت محترمانة او را به قزوین اطلاع داد و پس از ورود شاه اسماعیل دوم (حک : 984ـ 985) به قزوین او را به حضور شاه رسانید (اسکندرمنشی ص 143 منجم یزدی ص 29ـ30 حسینی استرآبادی ص 55). در اوایل سلطنت شاه عباس اول (995ـ 1037) که حکومت قلمرو علیشکر ـ همدان ـ به محمد باقر میرزا پسر خردسال شاه عباس تفویض شد اغورلو سلطان بیات حاکم طایفه بیات و نواحی کزاز و کرهرود به نیابت از او به حکومت همدان رفت . اما شاهوردی خان لر حاکم لرستان کوچک که از مدتها قبل قصد تصرف بعضی مناطق تابعة همدان را داشت قلت یاران اغورلوسلطان را مغتنم شمرد و به بروجرد مقر او حمله برد. در این جنگ اغورلو سلطان کشته شد و لشکریان بیات متفرق شدند. تا اینکه شاه عباس خود به جنگ شاهوردی خان رفت و پس از شکست دادن او متوجه ایل بیات شد و کلیة مناصب موروثی اغورلو سلطان را به برادر او شاهقلی سلطان بیات تفویض کرد. وی که از تأخیر ایل بیات در امداد به اغورلو سلطان خشمگین بود به خواهش شاهقلی سلطان از مجازات ایل بیات درگذشت و پس از دریافت سه هزار تومان پول و سه هزار کره اسب بیاتی نژاد که همواره مورد توجه قزلباشان بود به قزوین بازگشت (اسکندرمنشی ص 352ـ353 بدلیسی ص 81ـ82 تاریخ قزلباشان همانجا).

گروهی از طوایف بیات دو قرن بعد به آقامحمدخان قاجار (حک : 1210ـ1211) پیوستند و سرانشان در زمرة بزرگان دربار قاجار درآمدند (سپهر ص 26 وکیلی طباطبائی تبریزی ص 373). یکی از مشهورترین بزرگان این طایفه که در عهد ناصرالدین شاه (1264ـ1313) می زیست علینقی خان بیات ملقب به نظام لشکر و صمصام الملک است که از مالکان بزرگ ایران و سرکردة یکی از افواج نظامی آن روزگار بود. فرزندانش به نامهای ذوالفقارخان (صمصام الملک ) و عباسقلی خان (سهم الملک ) همانند پدرشان از بزرگان آن سامان به شمار می آمدند (اعتمادالسلطنه 1367 ش ج 2 ص 1615 وکیلی طباطبائی تبریزی ص 388 453). مرتضی قلی خان بیات * ملقب به سهام السلطان که بارها به وکالت مجلس شورای ملی و یکی دو بار به وزارت و صدارت رسید پسر عباسقلی خان است (بامداد ج 4 ص 69). امروزه تمامی طوایف بیات عراق عجم در محال کزاز و کرهرود و بعضی دیگر از روستاهای اراک سکونت دارند و به زراعت و دامداری روزگار می گذرانند (وکیلی طباطبائی تبریزی ص 388). گروهی دیگر از طوایف بیات که در ماکو به سر می برند از اواخر سلطنت شاه عباس اول در این سامان استقرار یافته اند (اسکندرمنشی ص 793 فرامین فارسی ماتناداران ج 2 ص 507) و یا اینکه در اوایل سلطنت شاه عباس دوم (1052ـ1077) از ایروان به ماکو آمده اند. ریاست این مردم با مصطفی بیگ بیات جد حکام موروثی ماکو بود (نصرت ماکوئی ص 3ـ48). فرزندزادگان مصطفی بیگ در سلطنت قاجاریه و بویژه در صدارت حاج میرزا آقاسی (متوفی 1265) که خود از اعضای طایفة بیات ایروان بود حکومت چندین ناحیه از ایران را در دست گرفتند ( رجوع کنید به همان ص 16ـ 18). شاه عباس دوم در اواخر سلطنت گروههایی از طوایف ترک بیات منطقة قره باغ را به همراه طوایف دیگر به گرجستان انتقال داد. اینان اغلب در اطراف قلعه های اسلام آباد و شاه آباد و نصرت آباد که خود بنا کرده بودند اسکان یافتند. خصومت مذهبی و ستیزه جویی ترکان مهاجر سرانجام سبب جنگ میان آنان و گرجیان شد که در پی آن جمع کثیری از مهاجران ترک به قتل رسیدند (وحید قزوینی ص 288ـ289).

گروهی دیگر از طوایف بیات در کردستان عراق عرب سکونت داشتند که شاه طهماسب دوم (حک : 1135ـ 1145) بسیاری از آنان را به حوالی تهران و ساوجبلاغ کرج تبعید کرد (حکیم ص 757). در 1144 نیز نادرشاه که هنوز وکیل السلطنة شاه طهماسب دوم بود پس از اینکه کرکوک را به تصرف در آورد گروهی دیگر از این مردم را به خراسان تبعید کرد. اینان به روایتی به هرات رفتند و به روایت دیگر به طوایف بیات نیشابور پیوستند (استرآبادی ص 193 مروی ج 1 ص 254). طوایف بیات منطقة کرکوک در اوایل قرن حاضر مشتمل بر هفت طایفه بودند که در بیست و چند روستا نزدیک جبل حمرین و قره تپه به سر می بردند (ادموندز ص 303). نادرشاه همچنین در دورة سلطنت خود گروههایی از طوایف بیات و افشار و جوانشیر و شاهسون و بختیاری را به افغانستان تبعید کرد. اغلب اینان که در کابل اسکان یافتند با عنوان عمومی قزلباش نامیده می شدند. بزرگان این مردم تا سالهای سلطنت امیر عبدالرحمان خان عهده دار بعضی مناصب و مقامات مهم اداری و لشکری افغانستان بودند (فیض محمد ص 143ـ144). محلة قزلباش کابل یادگاری از همین مردم است .

گروه دیگر از طوایف بیات ایران که قدمت و سابقة حضور آنان در ایران به قبل از قرن دهم می رسد طوایف بیات نیشابورند که به قره بیات شهرت داشتند. وجه تسمیة قره بیاتها و تاریخ دقیق ورود آنها به خراسان روشن نیست . تشابه عنوان این طوایف با قره بیاتهای شامی این گمان را تقویت می کند که اینان احتمالا شعبه ای از قره بیاتهای شام بوده اند که پیش از قرن دهم به خراسان مهاجرت کرده اند. اما دلیل روشنی برصحت این مدعا در دست نیست تنها احتمال قابل اعتنا اخبار مهاجرت اجباری قره تاتارهای آناطولی است که در آغاز قرن نهم به دستور تیمور لنگ به سوی خراسان و ترکستان حرکت کرده بودند. گروههایی از این مردم هنگام مهاجرت از صفوف مهاجران گریختند و در گوشه و کنار مسیر مهاجرت پنهان شدند. اگر چه دربارة تاریخ ورود این طوایف به خراسان خبری در دست نیست اما از آنجا که اسکندر منشی این طوایف را در شمار طوایف جغتایی آورده است (ص 794) می توان گمان کرد که اینان نیز همانند گرایلیها و جلایرها و جمشیدیها پس از حملات مغولان به خراسان آمده باشند. شهرت و اعتبار این طایفه از سالهای آخر قرن دهم و مقارن اوایل سلطنت شاه عباس آغاز شد و تا اوایل قرن سیزدهم ادامه یافت . در سال 1000 قره بیاتها که از دو سه سال قبل پیشرویهای ازبکان را متوقف کرده و مانع سقوط تعدادی از شهرهای خراسان شده بودند سرانجام تسلیم قوای عبدالمؤمن خان ازبک شدند و بسیاری از بزرگانشان از جمله محمود سلطان پسر باباالیاس به قتل رسیدند اما سال بعد صفویان نواحی اشغالی خراسان را از دست ازبکان خارج ساختند. شاه عباس در ازای خدمات قره بیاتها املاک بزرگان بیات نیشابور را از جمیع مالیاتها معاف کرد و محمد سلطان پسر دیگر بابا الیاس را به حکومت اسفراین گماشت . حکومت اولاد باباالیاس به نیشابور هم کشیده شد و تا پایان سلطنت شاه عباس اول ادامه یافت (همان ص 333 337ـ339 794). طوایف بیات نیشابور در سالهای قدرت نمایی و سلطنت نادرشاه افشار (1148ـ1160) در اغلب جنگهای او شرکت داشتند و حکومت موروثی خوانین بیات بر نیشابور که تا اواسط سلطنت فتحعلی شاه (1212ـ 1250) ادامه یافت در همین سالها شکل گرفت (مروی ج 1 ص 81 109 ج 3 ص 961 1134). پس از قتل نادرشاه بعضی از رؤسای طوایف قره بیات نیشابور با استفاده از فرصت به دست آمده به قدرت نمایی پرداختند و به مقامات و مناصب عالی اداری و لشکری دست یافتند از جملة آنان صالح خان بیات بود که در 1160 از سوی عادلشاه افشار به حکومت فارس منصوب شده بود. وی تا 1168 که به دست شیخعلی خان زند کشته شد به همراه هاشم خان بیات سرکردة فوج بیات شیراز و حاکم فارس تا استقرار قطعی دولت کریم خان زند از جمله عوامل اصلی بحران و ناآرامی اوضاع و احوال فارس بود (مرعشی صفوی ص 121 کلانتر ص 48 فسائی ج 1 ص 583 ـ596). در سلطنت کوتاه مدت سید محمد صفوی متولی آستان قدس رضوی طایفة قره بیات نیشابور متحد او بود و صالح خان بیات با حفظ سمت عهده دار قورچی باشیگری و حاجی سیف الدین خان بیات نایب او بود (مرعشی صفوی ص 131). این طایفه در دفع حملات احمدخان ابدالی پادشاه افغانستان به نیشابور کوشید اما سرانجام در 1164 احمدخان بر نیشابور دست یافت و گروهی از طوایف بیات را به غزنه تبعید کرد (غبار ص 363). بازماندگان این مردم دست کم تا سالهای پایانی سدة سیزدهم در آن نواحی به سر می بردند (ریاضی ص 67 139). حکومت منطقة نیشابور در طول سلطنت شاهرخ افشار و آقامحمدخان و فتحعلی شاه قاجار در اختیار اولاد حسن خان بیات سردار معروف نادرشاه بود. عباسقلی خان بیات مختاری پسر حسن خان و جعفرخان پسر عباسقلی خان و علیقلی خان پسرجعفرخان تا اوایل سلطنت فتحعلی شاه به ترتیب حاکم نیشابور بودند. پس از شکست شورش علیقلی خان بیات و استقرار قدرت فتحعلی شاه در خراسان حکومت نیشابور از دست این خاندان خارج شد و پس از آن نفوذ و قدرت طایفة بیات نیشابور رو به کاستی نهاد و بتدریج از صحنة سیاسی و نظامی خراسان حذف شد. طوایف بیات نیشابور در قرنهای دوازدهم سیزدهم و چهاردهم بتدریج در روستاهای بلوک سرولایت و خرو اسکان یافتند و به زراعت و دامداری مشغول شدند (گلستانه ص 69 ـ71 75 طرب نایینی ص 107ـ 108 حکیم ص 757ـ 758 اعتمادالسلطنه 1362ـ1363 ش ج 3 ص 91 بامداد ج 1 ص 233ـ234 ج 5 ص 132ـ 135 ییت ص 343ـ344). یکی از آخرین قدرت نماییهای بزرگان بیات نیشابور شورش امام وردی خان بیات و پسرانش بود. وی که در آغاز سلطنت ناصرالدین شاه به حکومت نیشابور منصوب شده بود به حسن خان سالار بار پیوست و در جنگهای او با قوای دولتی شرکت جست . پس از پیروزیهای سلطان مراد میرزا حسام السلطنه بر قوای حسن خان سالار بار امام وردی خان از حسن خان جدا شد و شهر نیشابور را تسلیم حسام السلطنه کرد. وی در 1267 بر حاکم شهر یاغی شد و به اتفاق پسرانش در قلعه های حسین آباد و توزنده جان متحصن گردید اما شورش وی در هم شکست و قلاع حسین آباد و توزنده جان ویران شد (سپهر ج 3 ص 47 138).

تا همین اواخر چندین تیره و طایفه چادرنشین بیات در میان ایلات خمسه و قشقایی فارس و همچنین در میان ترکمنهای شمال ایران به سر می بردند (فیلد ص 256 264 کیهان ج 3 ص 80 376 پیمان ص 221 224 233 کتابچة نفوس استرآباد ص 238). غیر از این مردم هزاران خاندان شهری و روستایی دیگر در زنجان و تهران و کرج و شیراز و زرند و کرمان و مشهد و نیشابور و اراک و نهاوند و دیگر شهرهای ایران به سر می برند که با عنوان خانوادگی بیات شناخته می شوند.

منابع : ابن خلدون العبر: تاریخ ابن خلدون ترجمة عبدالمحمد آیتی تهران 1363ـ1370 ش سیسیل جان ادموندز کردها ترکها عربها ترجمة ابراهیم یونسی تهران 1367 ش محمدمهدی بن محمد نصیراسترآبادی جهانگشای نادری چاپ عبدالله انوار تهران 1341 ش اسکندرمنشی تاریخ عالم آرای عباسی چاپ اسماعیل برادران شاهرودی تهران 1364 ش محمدحسن بن علی اعتمادالسلطنه مرآة البلدان چاپ عبدالحسین نوائی و میرهاشم محدث تهران 1367 ش همو مطلع الشمس چاپ سنگی تهران 1301ـ1303 چاپ تیمور برهان لیمودهی چاپ افست تهران 1362 ـ1363 ش عباس اقبال آشتیانی تاریخ مغول : ازحملة چنگیز تا تشکیل دولت تیموری تهران 1364 ش اسماعیل حقی اوزون چارشیلی تاریخ عثمانی ترجمة ایرج نوبخت تهران 1368ـ1370 ش محمدبن حسن اولیاءالله تاریخ رویان چاپ منوچهر ستوده تهران 1348 ش عباسقلی آقا باکیخانوف گلستان ارم چاپ عبدالکریم علیزاده ... ] و دیگران [ باکو 1970 مهدی بامداد شرح حال رجال ایران در قرن 12 و 13 و 14 هجری تهران 1357 ش شرف الدین بن شمس الدین بدلیسی شرفنامه : تاریخ مفصل کردستان چاپ محمد عباسی چاپ افست تهران 1343 ش حبیب الله پیمان توصیف و تحلیلی از ساختمان اقتصادی اجتماعی و فرهنگی ایل قشقایی تهران 1347 ش تاریخ قزلباشان چاپ میرهاشم محدث تهران 1361 ش عطاملک بن محمد جوینی کتاب تاریخ جهانگشای چاپ محمدبن عبدالوهاب قزوینی لیدن 1329ـ 1355/ 1911ـ1937 چاپ افست تهران ] بی تا. [ حسن بن مرتضی حسینی استرآبادی تاریخ سلطانی : از شیخ صفی تا شاه صفی چاپ احسان اشراقی تهران 1364 ش محمدتقی حکیم گنج دانش : جغرافیای تاریخی شهرهای ایران چاپ محمدعلی صوتی و جمشید کیانفر تهران 1366 ش حمدالله بن ابی بکر حمدالله مستوفی تاریخ گزیده چاپ عبدالحسین نوائی تهران 1362 ش الف همو کتاب نزهة القلوب چاپ گی لسترنج لیدن 1915 چاپ افست تهران 1362 ش ب محمدجعفربن محمدعلی خورموجی حقایق الاخبار ناصری چاپ حسین خدیوجم تهران 1363 ش رشیدالدین فضل الله جامع التواریخ چاپ بهمن کریمی تهران 1338 ش حسن روملو احسن التواریخ چاپ عبدالحسین نوائی ج 11 تهران 1349 ش ج 12 تهران 1357 ش محمدیوسف ریاضی عین الوقایع : تاریخ افغانستان در سالهای 1207ـ1324 ق چاپ محمدآصف فکرت هروی تهران 1369 ش محمدتقی سپهر ناسخ التواریخ چاپ جهانگیر قائم مقامی تهران 1337 ش محمدبن هندوشاه شمس منشی دستورالکاتب فی تعیین المراتب چاپ عبدالکریم علی اوغلی علیزاده مسکو 1964ـ1976 محمدجعفربن محمدحسین طرب نایینی جامع جعفری چاپ ایرج افشار تهران 1353 ش ابوبکر طهرانی کتاب دیاربکریه چاپ نجاتی لوغال و فاروق سومر تهران 1356 ش عالم آرای شاه طهماسب چاپ ایرج افشار تهران 1370 ش غلام محمدغبار افغانستان در مسیرتاریخ قم 1359 ش ابوالحسن غفاری کاشانی گلشن مراد چاپ غلامرضا طباطبایی مجد تهران 1369 ش فرامین فارسی ماتناداران ایروان 1956 غیاث الدین فریومدی ذیل مجمع الانساب شبانکاره ای چاپ میرهاشم محدث تهران 1363 ش حسن بن حسن فسائی فارسنامة ناصری چاپ منصور رستگار فسائی تهران 1367 ش فیض محمد نژادنامة افغان مقدمه تحشیه و تعلیقه از کاظم یزدانی چاپ عزیزالله رحیمی قم 1372 ش هنری فیلد مردم شناسی ایران ترجمة عبدالله فریار تهران 1343 ش ابوالقاسم بن عیسی قائم مقام منشات قائم مقام فراهانی چاپ بدرالدین یغمایی تهران 1366 ش ابراهیم قفس اوغلی تاریخ دولت خوارزمشاهیان ترجمة داود اصفهانیان تهران 1367 ش محمودبن حسین کاشغری نامها و صفتها و ضمیرها و پسوندهای دیوان لغات الترک ترجمه و تنظیم و ترتیب الفبائی محمد دبیرسیاقی تهران 1375 ش کتابچة نفوس استرآباد در سال 1296 هجری قمری در گرگان نامه به کوشش مسیح ذبیحی چاپ ایرج افشار تهران 1363 ش محمدبن ابوالقاسم کلانتر روزنامه میرزامحمد کلانتر فارس شامل وقایع قسمتهای جنوبی ایران از سال 1142ـ 1199 هجری قمری چاپ عباس اقبال آشتیانی تهران 1362 ش مسعود کیهان جغرافیای مفصل ایران تهران 1310ـ1311 ش ابوالحسن بن محمدامین گلستانه مجمل التواریخ چاپ مدرس رضوی تهران 1356 ش گی لسترنج جغرافیای تاریخی سرزمینهای خلافت شرقی ترجمة محمود عرفان تهران 1364 ش ظهیرالدین بن نصیرالدین مرعشی تاریخ طبرستان و رویان و مازندران چاپ محمدحسین تسبیحی تهران 1345 ش محمدخلیل بن داود مرعشی صفوی مجمع التواریخ چاپ عباس اقبال آشتیانی تهران 1362 ش محمدکاظم مروی عالم آرای نادری چاپ محمدامین ریاحی تهران 1364 ش جعفربن محمدتقی مشیرالدوله تبریزی رسالة تحقیقات سرحدیه چاپ محمد مشیری تهران 1348 ش معین الدین نطنزی منتخب التواریخ معینی چاپ ژان اوبن تهران 1336 ش جلال الدین محمد منجم یزدی تاریخ عباسی یا روزنامة ملا جلال چاپ سیف الله وحیدنیا تهران 1366 ش محمدبن احمد نسوی سیرت جلال الدین مینکبرنی چاپ مجتبی مینوی تهران 1365 ش محمدرحیم نصرت ماکوئی تاریخ انقلاب آزربايجان و خوانین ماکو قم 1373 زین العابدین عبدالمؤمن نویدی تکملة الاخبار : تاریخ صفویه از آغاز تا 978 هجری قمری چاپ عبدالحسین نوائی تهران 1369 ش محمدطاهربن حسین وحید قزوینی عباسنامه یا شرح زندگانی 22 سالة شاه عباس ثانی ( 1052ـ1073 ) چاپ ابراهیم دهگان اراک 1329 ش احمدعلی وزیری کرمانی تاریخ کرمان چاپ محمدابراهیم باستانی پاریزی تهران 1352 ش رضاوکیلی طباطبائی تبریزی تاریخ عراق ( اراک ) چاپ منوچهر ستوده در فرهنگ ایران زمین ج 14 (1345ـ1346 ش ) والتر هینتس تشکیل دولت ملی در ایران : حکومت آق قوینلو و ظهور دولت صفوی ترجمة کیکاووس جهانداری تهران 1361 ش چارلز ادوارد ییت خراسان و سیستان ترجمة قدرت الله روشنی زعفرانلو و مهرداد رهبری تهران 1365 ش Encyclopaedia Iranica، s.v. "Baya ¦t" (by G. Doerfer)

/ علی پورصفر قصابی نژاد/